|
پیام ها |

نقد صوفی
نقد صوفی نه همه صافی
بی غش باشد
ای بسا خرقه که
مستوجب آتش باشد |
|
|
|
به مناسبت سالروز 22 بهمن
چطور شد که این طور شد!
اگر از من سئوال کنند چرا در ايران انقلاب شد و چگونه شد كه چنين
خرابى هاى عظيمى در جامعه ما پديد آمد، پاسخ من- جدا از همه آن دلایلی که جامع
شناسان و اقتصاددانان مطرح می کنند- اين است که جامعه ما را، کسانی (چه در حوزه
حکومت و چه در حوزه خارج از حکومت) رهبری می کردند که خود رهبری نشده بودند. کسانی
که بر مسائل انسانی و اجتماعی خود احاطه نداشتند.
حسین میرمبینی |
|
راه دموکراسی اکبر گنجی ، راه به ترکستان (4)
به مناسبت انتشار "قرآن
محمدی" اکبر گنجی در سایت رادیو زمانه
بخش
چهارم
1- چرا
قرآن
را
باید
کلام
الله
بدانیم
و
نه
کلام
انسان؟
2- چرا
با"اسلام
محمدی"
و "قران
کلام
الله"می
توان
به
سکولاریسم
رسید،
اما
با"اسلام
فیلسوفان"
و"اسلام
صوفیان"
و
"اسلام
آخوندها"
و"قرآن
محمدی"
آقای
گنجی
نمی
توان؟
-3 چرا
است
که
در
ارتباط
با
دین
برساخته
های
ذهنی مسلمانان (اعم
از
فلسفه
و
هنر)
زیانبار
بوده
است
و
باید
آنها
را
جزو
کج
روی
های
مسلمانان
به
حساب
آورد. نه
جزو"رشد" و"افتخارات" آنها؟
-4 چراست
که
در
این
شرایط،
روشنفکران
لاییک
می
باید
از
بحث
"قرآن
کلام
الله"
حمایت
بکنند
اما
از
بحث "قرآن
محمدی"
اکبر
گنجی،
نه
؟
حسین میرمبینی
|
|
نه نسبتی با «عقل» و نه شباهتی به «اصلاحات»
مباحث آقای خاتمی
در " چهارمین نشست تبیین مبانی
اصلاحات"به خودی خود معلوم می سازد که ذهنیت اصلاح طلبان دولتی از چه
مغالطات و پیش فرض های خطرناکی تشکیل شده و چراست که امید بستن به ایشان جز
خذلان و خسران حاصلی نخواهد داشت. حال آنکه، با بکار بردن روش «برهان خلف»،
و از راه دين، می توان به آقای خاتمی و همفکرانش (همۀ آنهایی که دین و دولت
را به هم گره زده اند و برای خود و دوستان شان فرصت های اجتماعی را تقسیم
می کنند)، تبیین نمود که چرا فکر ایشان از اساس باطل و خطرناک است و می
تواند کشور را به نابودی سوق دهد.
حسین میرمبینی
|
|
ابتذالِ
امر متعالی
آسیب شناسی گونه ای عرفان گرائی عوام پسندِِِِِِِِ مبتذل
در این مقاله بیشتر سعی ام برآن است تا به واکاوی جریانی بپردازم که در حال
حاضر مانند قارچی سمی در جامعه ما در حال رشد است و روز به روز از مراکز و افرادی
که داعیه دار آن هستند، افزوده می شود. بدیهی است تلاش کسانی که به گسترش معنویت و
بازآفرینی ارزشهای مثبتِ مکاتب و سنت های عرفانی می پردازند در جای خود قابل تقدیر
است . ازطرف دیگر سطح زیستی و معرفتی این افراد چنان با شیوه زیست و سلوکِ عرفان
گرایانِ مبتذل در تعارض قرار دارد که هر گونه تلاش برای یافتن ویژگیها و علائم
مشترک قریب به یقین راه به بیراهه خواهد برد. تلاش من در این مقال تنها معطوف به
آسیب شناسیِ گونه ای زیستِ فردی و جمعی و چرائی – چگونگی آن چیزی است که در میان
مدعیانِ عرفان گرائیِ مبتذل و عامه پسند نمود می یابد.
م. نصیری |
|
راه دموکراسی اکبر گنجی، راه به ترکستان
به مناسبت انتشار "قرآن محمدی" اکبر گنجی در
سایت رادیو زمانه

بخش نخست بخش دوم بخش
سوم
یکی از عمده ترین عواملی که باعث گشته آخوندها در ایران قدرت سیاسی را به دست
بگیرند و آن را منحصرا به خود اختصاص دهند، این است که مردم ما (عمدتا مسلمان
ها) چیزی از قرآن نمی دانند. یعنی اگر مردم قرآن را می دانستند مطمئنا
آخوندها نمی توانستند با شبهه سازی از قرآن موضوع من درآوردی "ولایت فقیه" را
وارد قانون اساسی "جمهوری اسلامی" کنند. از اینرو است که من معتقدم ما هر چه
بیشتر به این مسئله بپردازیم بیشتر روشنگری می شود.
احمد گفت: اگر این چنین است پس چرا تو با اکبر گنجی و یا سروش که از قرآن
تحلیل متفاوتی را ارائه داده اند، مخالفت می کنی؟
گفتم: برای اینکه تحلیل آنها هر برداشتی را از قرآن باطل می سازد. یعنی اینکه
دیگر ما نمی توانیم با قرآن آخوندها را زیر سئوال ببریم. چراکه قرآن در
آنصورت (در جایی که بقول گنجی خودش پر از اشتباه و خطا است) نمی تواند برای
نقد آخوندها و اینکه بخواهیم با آن آخوندها را از اریکه قدرت پایین بیاوریم،
مورد استناد قرار گیرد. در واقع خوب که بنگری می بینی آخوندها با تحلیل سروش
و گنجی می توانند از بسیاری از دخالت های نا بجایی که در دین کرده اند و بر
آن اساس دست به ظلم و جنایت زده اند، فرار بکنند.
حسين ميرمبينی |
|
"نکته ها هست بسی محرم اسرار کجا است"
در نقد نامه دوم
عبدالکريم سروش خطاب به "آيت الله" جعفر سبحانی
ما با سخن امام فخر رازی کجا می توانیم از قرآن و متون عرفانی و
بویژه شعر حافظ نکته معرفت دریابیم؟ قرآن کجا و سخن امام فخر رازی کجا! می خواهید
از قرآن تقدس زدایی کنید که دست آخوند ولایت طلب را از آن کوتاه سازید چرا سرنا را
از ته گشادش می دمید؟
حسین میرمبینی |
|
«مولوی
اصول اصول اصول دین است»!
رهبر «جمهوری اسلامی»:
«یک وقت آقای مطهری از من پرسیدند نظرم راجع به شعر
مولوی چیست. گفتم: اصولِ اصولِ اصولِ دین است.
... من در این مقاله برآنم تا ثابت کنم پای ایشان (نسبت به پیامبر و ائمه)
نه فقط در رفتار بلکه در گفتار نیز لنگ است و بر این گفته او که «مولوی
اصول اصول اصول دین است» ایرادات بسیاری وارد است.
حسين
ميرمبيني |
|
درخواست اضطراری
جان "آیت الله"
كاظمینی بروجردی در خطر است.jpg)
وضعیت آیت الله كاظمینی بروجردی بسیار وخیم است.
اخیرا، فك ایشان را شكستهاند و چشم چپ ایشان تقریبا قادر به دیدن نیست، همچنین در
معده ایشان غدهای ایجاد شده كه به شدت ایشان را آزار میدهد و حتی آمپولهای مشكوكی
به ایشان زدهاند و در یك كلام، آیت الله بروجردی به شدت در معرض قتل قرار دارد و
دیگر قادر به راه رفتن و انجام امور شخصی خود نیست و هر كس ایشان را ببیند
نمیتواند او را بشناسد. |
|
خورشید
اسلام !
يادم هست
روزی از روزهای نخستين «بهار آزادی» (سال 135 8) مرتضی
مطهری در يكی از سخنرانی هايش كه از راديوی «جمهوری اسلامی» پخش می شد به مضامينی
چنين اشاره می كرد: «ما علما در طول تاریخ اسلام در خصوص فهم اين سخن پيامبر كه :
«خورشيد اسلام از غرب طلوع خواهد كرد» همیشه سئوال داشته ایم كه معنی اين سخن چيست؟
و چرا پيامبر چنين فرموده؟ اين بود تا روزی كه حضرت آيت الله العظمی خمينی (سه تا
صلوات) از پاريس با هواپيمای «ارفرانس» به ايران تشريف آوردند. آن روز تازه فهميدم
كه مقصود پيامبر از آن سخن به چه معنا است». مقصود مطهری اين بود كه پيامبر اسلام
با گفتن اينكه «خورشيد اسلام از غرب طلوع میكند» در واقع از خيلی پيشتر به مقام
عظيم ايشان(خمينی) پی برده و خواسته از ظهور او خبر بدهد.
حسین میرمبینی |
|
انديشهها و عملكرد سيد جمال
در بيداری و تجدد مسلمانان
هنگام ظهور سيد، دنياي اسلام دنياي تشتت افكار و تضادهاي فكري بين
انديشمندان ديني و علمي آنها بوده، اگر علمي بوده فقط نزد بزرگان ديني وجود داشته
كه با هم در تضاد بودند و از نظر بعد حاكميت و سياست رهبران جوامع اسلامي چنان در
تضاد و خصومت به سر ميبردند كه به قول خود سيدجمال گويي مسلمانان اتفاق ورزيدند كه
با هم اتفاق نورزند و اتحاد كردند كه با هم اتحاد نكنند و از وقتي كه اين تفرق آغاز
شد مسلمانان ديگر روي خير و عظمت را نديدند، يعني همان چيزي كه ميتوانست برايشان
وحدت، قدرت، آفرينش بياورد تفرقهآور و ضعفآور شد.
عبدالمجيد الهامی |
|
سياست اتحاد دين و دولت در ايران دوره ساسانی
پايهگذاری
سياست اتحاد دين و دولت در ايران قبل از اسلام به اردشير ساساني نسبت داده شده است.
برطبق روايت طبری
خاندان اردشير متولي آتشکده ناهيد در استخر فارس بودهاند، و طبيعي است هنگامي که
اردشير به قدرت رسيد در پي اين بوده باشد که دين مزديسني را که در زمان اشکانيان در
کنار حکومت قرار داشت با حکومت يکي سازد و از آن به عنوان حربه سياسي بهره برد.
عامل اجراي اين سياست از زمان اردشير به بعد موبدی زردشتی به نام کرتیر
بوده که در مدت سلطنت شش پادشاه (اردشير تا نرسه) ميزيسته است.
نوشته زنده یاد استاد احمد تفضلی
دکتر احمد تفضلی. ایران شناس برجسته ، محقق با اعتبار زبان
های کهن ایرانی. استاد مسلم زبان پهلوی. شخصیتی جهانی که در تاریخ بیست و سوم
دی ماه سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، در جریان قتل های زنجیره ای در میهن خویش
به دست مأمورین "جمهوری اسلامی" به قتل رسید. |
|
قداست
و عقب ماندگی
روزگاری
نيمايوشيج، پدر شعر نوی فارسی، داستانی نوشت به نام «مرقد آقا» تا نشان دهد که
چگونه ذهن قداست بين و معجزه طلب از درخت و چوب خشگ هم می تواند امامزاده بسازد و
آنگاه بر اين «قداست خود پرداخته» دخيل ببندد و از آن شفا و دفع بلا بطلبد. اگر
آنچه او نوشت قصه بود و محصول خيال، ما اما، در همين بيست و چند سالهء اخير، با چشم
خود شاهد ايجاد يک «مرقد آقا» ی ديگر بوده ايم. اول فقيهی از اهالی قم را مقام
امامت بخشيده ايم و آنگاه، از «اين همانی» ی امامت او با امامت امامان دوازدهگانهء
تشيع، او را صاحب معجزه و کرامت دانسته ايم، عکسش را در ماه ديده ايم، و رفته رفته
او را به مقام عصمت و معصوميت رسانده ايم.
دکتر
اسمعیل نوری علا |
|
چرا سيد جمال الدين
؟
من چهره سید جمال الدین اسدآبادی را
برگزیدهام زیرا عكس چهره او را در قانون اساسی و مطبوعات و فرهنگ جدید و
همه تشكیلات اساسی حكومت مشروطه وطن خود مینگرم و عقیده دارم خدمتی كه او
به ایران كرد ، از نظر ارزش بالاتر از خدمتی بوده كه نادر و اردشیر و یعقوب
لیث و شاه اسماعیل به تاریخ ایران كردهاند و در ردیف خدمت هوخشتره مادی و
آرشاك پرتوی محسوب میشود . تعجب نكنید اگر در پیرامون این اسم ساده ، كوس
و نقاره و طبل و علمی دیده نمیشود و پیرامون عمامه او را هالهای از نور
نگرفته است . ولی حقیقت امر این است : كار سید از كارهایی كه پیشرو مادیان
و سردار پرتویان باشمشیر خود در افتتاح فصل جدیدی در تاریخ ایران انعام
دادند ، مهمتر و از فصول مقدم بر آن، گرامی¬تر و والاتر و سودمندتر بود .
سید محمد
محیط طباطبایی
|
|
تجدید فكر دینی
(بخش اول)(بخش دوم)
(بخش سوم)
(بخش چهارم)(بخش
پنجم)(بخش ششم)
تمایل او به این بود كه اسلام را دین پیكار و
سختكوشی بداند و از اینرو به روی فریضة جهاد بسیار تأكید كند . به نظر او در برابر
حكومتی كه مصمم به نابودی اسلام است مسلمانان راهی جز توسل به زور ندارند . بدین
جهت بر همة آن گروه از رهبران دینی مسلمانان كه به تعالیم اسلامی رنگ مسالمتجویی و
سازشگری میدهند سخت میتاخت . اعتقاد او به روح پیكار جویانة اسلام از پشتیبانی او
از قیام مهدی در سودان آشكار است ، اگر چه خود از تعارض دعوی مهدی ، خواه با عقاید
شیعیان و خواه اهل سنت ، آگاه بود . در هر شمارة عروه الوثقی گزارشی دربارة
رویدادهای سودان یا ستایشی از دلاوریهای پیروان مهدی یا اندرزی به مسلمانان برای
یاری رساندن به مهدی میتوان یافت .51 در یكی از مقالاتش با اشاره به تظاهرات
مسلمانان هند در پشتیبانی از مهدی نوشت : « دعوت محمد احمد ( مهدی) در دلهای هندیان
جایگاهی بلند دارد و هر چند او مهدی نباشد ، هندیان باید اعتقاد داشته باشند كه او
مهدی است تا شاید این اعتقاد ، وسیلة یگانگی آنان برای رهایی از اسارت انگلیس شود
.»
دكتر حمید عنایت |
|
تناقض در فكر
اصلاحطلبی از سيد جمال الدين تاكنون
(بخش اول)
(بخش دوم)
سيد جمال الدين اسدآبادي نخستين مسلماني بود كه به
تعبير گلدزير و ژوميه در دايره المعارف اسلام در مقابل قدرتهاي استعماري « موضع
سياسي » گرفت و مسلمين را به مقابلة با ايشان فراخواند . همة كساني كه مطالبي
دربارة سيد جمال نوشتهاند ، متفقالقولند كه او را به حق ميتوان مؤسس حركت جديد
مبارزة با استعمار يا امپرياليسم در ميان مسلمين دانست . همة آنچه سيد جمال گفت و
نوشت و انجام داد اولاً و اساساً به قصد برانگيزاندن همين حركت بود كه بخصوص ،
همانطور كه مرحوم عنايت نيز در انديشة سياسي در اسلام معاصر ( ص 80 ) اشاره كرده ،
صيغة ضد انگليسي داشت . هدف اصلي سيد جمال از اين حركت دفع خفت و خواري استعمار
شدگي از جوامع اسلامي و احياي مجدد عظمت گذشتة مسلمين بود .
دكتر مرتضی اسعدی
|
|
به مناسبت سالروز 22 بهمن
چطور شد که این طور شد!
اگر از من
بپرسيد چرا در ايران انقلاب شد و چگونه شد كه چنين خرابى هاى عظيمى در جامعه ما
پديد آمد، پاسخ من- جدا از همه آن دلایلی که جامع شناسان و اقتصاددانان مطرح می
کنند- اين است که جامعه ما را، کسانی (چه در حوزه حکومت و چه در حوزه خارج از
حکومت) رهبری می کردند که خود رهبری نشده بودند. کسانی که بر مسائل انسانی و
اجتماعی خود احاطه نداشتند.
|
|
"ولایت فقیه" یک نظریه اختراعی و ضد اسلامی است

نقد نظریه"ولایت
فقیه"
و نقد آقای منتظری و
.....
اگر بیشتر فعالان
سیاسی، فقط در حول موضوع طرد "ولایت فقیه"، تمرکز کنند و به قصد حذف این فقره ستمخیز از متن
قانون اساسی، نظرات شان را با هم یک کاسه کنند، آنگاه با نیروی جمعی بیشتری می توان
فشار بر اساس "جمهوری اسلامی" وارد ساخت و آن را دگرگون کرد. ما (با تمرکز بر سر
این قضیه) حتا قادریم تحت عنوان یک شکایت دست جمعی رسیدگی به این بزرگترین مظلمه
ستمخیز تاریخ معاصرمان را در یک محکمه بین المللی بررسی کنیم و در آن به شکایاتی که
که از این طریق بر مردم و گروه های سیاسی وارد شده، یک به یک رسیدگی کنیم. این
خواسته یک خواسته فرا آرمانی نیست و از آنجایی که در بین ایرانیان و حتا مسلمانان
ایرانی طرفدارانی دارد مطمئنا می تواند به یک خواسته ملی تبدیل شود و آن را به کمک
سازمانها و مجامع بین المللی عملی ساخت. |
|
|