تجدید فكر دینی
( بخش دوم)دكتر حمید عنایت
بطور كلي در اين دوره ، روزنامهنگاري در مصر رونق فراوان پيدا كرد و اين
امر از يك سو نتيجة مهاجرت برخي از روشنفكران و نويستدگان سوري به مصر بر
اثر فشار و آزار حكومت عثماني بود ، و از سوي ديگر معلول بيداري سياسي مردم
مصر و نياز آنان به آگاهي از رويدادها و دگرگونيهاي سياسي . ولي شك نيست كه
حضور سيد نيز در اين ميانه تأثير بسيار داشت ، زيرا به تشويق او بود كه
سليم النقاش و اديب اسحق مجلة « مصر » و روزنامه « التجاره » ، و سليم
عنحوري روزنامة « مرآه الشرق » و باز اديب اسحق روزنامة « مصر الفتات » را
به دو زبان فرانسه وعربي منتشر كردند .
يك گوشه از فعاليتهاي سيد در مصر كه زمينة گفتگو و مناقشه در باره شخصيت
سياسي او شده ، عضويتش در جمعيت فراماسونري مصر بوده است .13 چون
فراماسونري در برخي از كشورهاي مسلمان همواره بعنوان يكي از عوامل سياست
استعماري شناخته شده طبعاً عضويت سيد در آن مقام يكي از رهبران مبارزة
مسلمانان بر ضد استعمار ، بهانهاي به دست مخالفان براي عيبگيري از او
داده است ، ولي ستايشگران سيد عضويت او را در فراماسون صرفاً تدبير سياسي
هوشمندانهاي در راه هدف اصلي او يعني پيكار با استعمار انگلستان ميدانند
، چنانكه محمد محيط طباطبايي مينويسد : « سيد هر عنواني و اقدامي را براي
پيشرفت نظرية سياسي خود مفيد ميدانست بدان دست ميزد و قيد عقيده و محل
انتشار و روش خاصي را كه مضر به توسعة افق نفوذ فكري براي اصلاحات عالم
اسلام ميدانست از ميان برداشته و چند صباحي از دستة فراماسونهاي مصري كه
وسائل نشر عقيده و افكار در اختيار داشتهاند استفاده كرده بود . »14
انگيزة سيد براي پيوستن به جمعيت فراماسون مصر هر چه بود ، پس از يك چند به
اتهام الحاد و نشر عقايد سوسياليستي و نيهليستي از آن بيرون رانده شد . لژ
« كوكب الشرق » كه سيد در سال 1878 به رياست آن برگزيده شد ، در وقايع
سياسي مصر در آن سال و سال بعد مقام مهمي داشت ، خاصه در زمينهسازيها و
كشاكشهاي ميان طرفداران حليم ، پسر محمد علي ، و توفيق ، پسر اسمعيل ، براي
احراز خديوي مصر . سيد خود مينويسد كه چون از توفيق پشتيباني ميكرده و
اعضاي لژ هواخواه حليم بودن ميانشان اختلاف افتاد و اعضاي لژ از روي دشمني
چنين تهمتهايي بر او نهادند .15 با توجه به اين نكته و نيز نتيجة كلي
كوششهاي سيد در مصر و ديگر كشورهاي اسلامي ، يعني بيداري مسلمانان و همت
گماردن آنان به پيكار با استعمار ، نارواست كه عضويت او را در جمعيت
فراماسون ، دليل همكاري پنهان او با استعمار انگلستان بدانيم يا در صميميت
سياسي او ترديد كنيم .16
سيد پس از آنكه از مصر بيرون رانده شد به هند رفت كه در آن زمان استوارترين
پايه استعمار انگليس در خاورزمين بود . انگلستان پس از درسهايي كه از شورش
هند ( در سال 1274 / 1856 ) گرفته بود مي كوشيد تا در ميان مردم هند
دوگانگي بيندازد . يكي از حيلههاي انگليس براي رسيدن به اين مقصود جلب
دوستي و همكاري مسلمانان بر ضد هندوان بود ، از اين رو بر خلاف شيوة گذشته
خود اكنون به مسلمانان ، راي استخدام در دستگاههاي ديوان هند امتيازات
بيشتري ميداد تا بدين وسيله نفوذ هندوان را در دستگاههاي اداري خود خنثي
كند . مسلمانان نيز به تدريج از اين سياست استقبال ميكردند ، زيرا هيچگاه
در زمينة تجارت ، سابقه و تجربهاي نداشتند و در گذشته بر اثر سياست انگليس
از استخدام اداري نيز محروم بودند ، اين دگرگوني روش سياسي انگلستان را به
سود خودميديدند . يكي از موانع استخدام مسلمانان تا آن زمان اين بود كه
براي احراز صلاحيت استخدام ميبايست در مدارس دولتي ، كه آموزگاران مسيحي و
هندو داشت ، درس بخوانند و مسلمانان بالطبع از فرستادن فرزندان خود به اين
مدارس پرهيز داشتند ، ولي اكنون رهبراني در جامعة مسلمانان هند پيدا شده
بودند كه آنان را به برخورداري از دانشهاي نو تشويق ميكردند و از آن جمله
فراگرفتن فن اداره و حكومت غربي را براي رفع واماندگي مسلمانان لازم
ميدانستند .
يكي از رهبران ، سِر سيد احمد خان بود كه به سبب بنيادگذاري دانشگاه عليگرة
هند در سال 1294 ، و به نام يكي از پيشوايان برجستة تجددخواهي در آن سرزمين
شهرت فراواني دارد . سر سيد احمد خان در سال 1232 هجري قمري در دهلي زاده
شد ، در بيست سالگي به خدمت دولت درآمد ، چند سال بعد كتابي دربارة آثار
باستاني دهلي به عنوان « آثار الصناديد » نوشت كه ماية شهرت او در محافل
شرقشناسي انگلستان گشت و انجمن پادشاهي آسيايي هند او را به عضويت خود
پذيرفت و از طرف انگلستان مستمريها و نشانهايي به او داده شد .
پس از شورش هند كتابي به زبان اردو در شرح علل آن شورش نوشت و از سياست
انگليس سخت انتقاد كرد . در سن پنجاه و دو سالگي سفري به انگلستان كرد و به
گفتة يكي از مريدان او ، آن سفر در وجود ـ سيد احمد خان اثري شگرف كرد و
مانند برقي در دل او برافروخت و حقيقت حال ملت خود و « نقائص آن در پيش چشم
وي بغتتاً مكشوف گرديد و واضح ديد كه بزرگترين سبب عقبماندن هنديان همانا
استيلاي جهل است و سبب عمدة آن نيز تعصب كوركورانه است كه به واسطة آن
هنديها از انگليسها و ساير فرنگيها اجتناب ورزيده و از علوم و تمدن آنها
نيز پرهيز كرده و علوم طبيعي و فلسفي را مخالف دين شمرده و به عادات و رسوم
اجدادي متمسك هستند و لذا يك انجمن ترجمه بنا كرد كه منظور آن نزديك كردن
علوم فرنگي بود به اذهان هنديان » .17
اين سوابق سبب شده بود كه افكار تجددخواهي سيد احمد ، به رغم هماننديهايي
كه با افكار خود سيد جمال در زمينة مبارزه با خرافات و ضرورت فراگرفتن علوم
غربي داشت ، در نظر مليون هندي رنگ استعماري بگيرد . سيد جمال در برابر اين
اوضاع براي آنكه بهتر بتواند ماهيت استعمار انگلس را آشكار كند و شيوههاي
رنگارنگ و پر فريب آن را به مسلمانان بشناساند ، در پي آن برآمد تا هم در
جبهة سياسي و هم در جبهة فرهنگي بر مظاهر نفوذ انگلستان در هند بتازد . از
اين رو انديشههاي فرهنگي سيد جمال در اين دوره در جهت مقابل عقايد سيد
احمد قرار ميگرفت . اگر سيد احمد از اصلاح دين سخن ميگفت ، سيد جمال
مسلمانان را از فريبكاري برخي مصلحان و خطرات افراط در اصلاح برخذر ميداشت
. و اگر سيد احمد ضرورت فراگرفتن انديشههاي نو را براي مسلمانان تأكيد
ميكرد ، سيد جمال بر اين موضوع اصرار داشت كه اعتقادات ديني بيش از هر
عامل ديگر ، افراد انسان را به رفتار درست رهنمون ميشود .
و اگر سيد احمد مسلمانان را به پيروي از شيوههاي نو در تربيت تشويق ميكرد
، سيد جمال اين شيوهها را طبعاً براي دين و قوميت مردم هند زيان آور
ميدانست . بدين سان سيد جمال كه تا آنزمان به جانبداري از انديشهها و
دانشهاي نو نامبردار شده بود ، به هنگام اقامت درهند در برابر متفكر
نوخواهي چون سيد احمد ناگزير به پاسداري از عقايد و سنن قديمي مسلمانان
شهرت يافت . با اين وصف ، چنانكه خواهيم ديد ، در اين دوره نيز از رأي
پيشين خود دربارة ضرورت تحرك فكر ديني رو برنتافت .
حقيقت مذهب نيچري
سيد در دورة اقامت هند بيشتر به كار نگارش سرگرم بود و از ميان نوشتههاي
او در هند ، رسالة « حقيقت مذهب نيچري وبيان حال نيچريان » از شهرت و اهميت
بيشتري برخوردار است و شايد در قياس با همة نوشتههاي ديگر او بيشتر سزاوار
نام رساله است ، زيرا از آغاز تا پايان موضوعي واحد و معين دارد و مطالب آن
به نظم و تفصيل نسبي بيان شده ، حال آنكه نوشتههاي ديگر او همه به صورت
مقالات خطابي و كوتاهي است كه فوريت اوضاع و احوالي كه ماية نگارش آنها شده
، مجالي براي بسط و تفصيل به او نداده است .
در كمتر مقالهاي از سيد مانند مقالة « حقيقت مذهب نيچري » پيوستگي و
يگانگي موضوع رعايت شده است . هدف اصلي رساله ، چنانكه از مقدمة آن
برميآيد ، پاسخ به پرسش يكي از مسلمانان حيدرآباد دكن ( هندوستان ) در
توضيح معناي نيچر و مذهب نيچريه ( ناتوراليسم Naturalism يا مشرب اصالت
طبيعت و طبيعيگري ) است كه به گفتة پرسنده در آن روزگار در سراسر هندوستان
پيرواني داشته است . پاسخ سيد به پرسنده اين است كه : « نيچر عبارت است از
طبيعت و طريقة نيچريه همان طريقة دهريه است كه در قرن رابع و ثالث قبل از
ميلاد مسيح در يونانستان ظهور نموده بودند .
و مقصود اصلي اين طايفة نيچريه ، رفع اديان و تأسيس اباحت و اشتراك است در
ميانة همة مردم .» 18 بدينسان به نظر سيد ريشة طبيعيگري و دهريگري به يونان
باستان برميگردد و مقصود از اين گونه جنبشها در سراسر تاريخ برقراري
اشتراك ( كمونيسم ) و مبارزه با اديان بوده است . سيد آنگاه بطور اختصار به
گزارش عقايد مكاتب گوناگون مادي مشرب دربارة چگونگي پيدايي گياهان و
جانداران و كهكشان ميپردازد و آراء ذيمقراطيس ( دموكريت ) و اپيكور و
ديوجانس و داروين را نقد ميكند .
به نظر سيد ، وجه مشترك همة مذاهب مادي « انكار الوهيت » و « وجود صانع
متعالي » است ، اگرچه رهبران آنها « در اجيال و امم به اشكال متعدده و صور
متنوعه و به هيئتهاي گوناگون و به اسامي مختلفه ظهور و بروز نمودهاند ،
گاهي خود را به اسم حكيم ظاهر ساختهاند ، و زماني به پيراية رافع ظلم و
دافع جور جلوه كردهاند ، وقتي به لباس عالم الاسرار و كاشفالرموز و
الحقائق و صاحب علم باطن قدم در ميدان نهادهاند ، و هنگامي كه ادعا
كردهاند كه مقصود ما رفع خرافات و تنوير عقول امم است ، و ايامي به صورت
محب فقرا و حامي ضعفاء و خيرخواه بيچارگان برآمدند ، و ساعتي از براي مقاصد
فاسدة خود دعوت نمودهاند » . سيد از دين تعريف روشني به دست نميدهد و
همين اندازه آن را « عقايد و خصايلي » ميداند كه « امم و قبائل آنها را به
طور ارث از آباء و اجداد خود فراگرفته بدانها تعديل اخلاق خويش را
مينمودند ، و از شر و فساد كه بر هم زنندة هيئت اجتماعيه است اجتناب
ميكردهاند » ، به جاي تعريف دقيق دين ، به شرح آثار و نتايج آن در رفتار
و اخلاق مردمان ميپردازد .
به گفتة او : « انسانها را از دير زمان به سبب اديان ، سه اعتقاد و سه خصلت
حاصل شده است ، كه هر يك از آنها ركني است ركين از براي قوام ملل و پايداري
هيئت اجتماعيه … نخستين آن عقايد ثلاثه اعتقاداست بر اينكه انسان فرشتهاي
است زميني و اوست اشرف مخلوقات . دومي يقين است بدين كه امت او اشرف امم
است و به غير از امت او همه بر باطل و بر ضلالند . و سيمي جزم است بدينكه
انسان در اين عالم آمده است و از براي استحصال كمالات لائقه كه بدانها
منتقل گردد به عالم افضل و اعلي .» 19 سيد آنگاه نتيجة عملي هر يك از اين
سه عقيده را شرح ميدهد و خلاصه سخن او اينكه ، نتيجة اعتقاد انسان به
برتري خود از آفريدگان ديگر پرهيز از خصلتهاي بهيمي و پيشگيري از اين است
كه انسان « چون خران وحشي و گاوان دشتي » در جهان زيست كند و با همنوع خود
همواره بستيزد .
نتيجة يقين بر اينكه امت او افضل امم است ، اين است كه ناگزير در پي رقابت
و همسري با ملتهاي ديگر برخواهد آمد و در ميدان فضائل با آنان مسابقه خواهد
داد . و نتيجة جزم بدينكه انسان در اين جهان براي بهرهمندي از كمالات آمده
است آن است كه انسان « بر نهج ضرورت و لزوم » در « تزئين و تنوير عقل خود
به معارف حقه و علوم صدقه » بكوشد .20 و اما سه خصلتي كه به سبب اين سه
اعتقاد در انسان پديد ميآيد ، حيا و امانت و صداقت است .
حيا صفتي است كه آدمي را از دست زدن به كاري كه در خور سرزنش و نكوهش باشد
باز ميدارد و « اين صفت ملازم شرف است و انفكاك يكي از ديگري نشايد . و
شرف نفس مدار نظام سلسلة معاملات است و اساس درستي پيمانها و استواري عهود
. و اين شيمه ، عين شيمة نخوت و غيرت است كه به سبب اختلاف حيثيات ، به دو
اسم ناميده شده است .»21 امانت ، روح و جان معاملات و مبادلة اعمال است و
نيز صفتي است كه در هر نظام سياسي ، « چه جمهوريه باشد و چه حكومت مشروطه و
چه حكومت مطلقه » فعاليت چهار گروه اصلي دستگاه حاكم ، يعني سپاهيان و
قانونگذاران و گردآورندگان ماليات متصديان صرف عوائد خزينة عموم ، موقوف
بر آن است تا فساد در اساس حكومت راه نيابد .
بخش
سوم