تجدید فكر دینی ( بخش چهارم)
دكتر حمید عنایت
این نكته در نوشتههای دیگر سید و
نیز در آثار تجددخواهانی چون محمد عبده و اقبال لاهوری و رشید رضا با تأكید
بیشتر تكرار شده است .
گزارش بالا از مطالب رسالة « حقیقت مذهب نیچری » نشان میدهد كه از دیدگاه
فصل حاضر ، این رساله را باید مهمترین و نغزترین اثر سید جمال دانست ، زیرا
كم و بیش تمامی خصوصیات و اركان تجددخواهی دینی پیشروان جنبش عرب ، یعنی
تأكید همبستگی دین و سیاست ، اعلان ضرورت بازگشت به منابع اصیل فكر دینی ،
پیكار با خرافهپسندی ، دعوت مسلمانان به تعقل در امور دینی و در عین حال
برحذر داشتن آنان از افراط در شیفتگی به دانشها و اندیشههای امروزی ، به
دلیل خطر انحراف و مادیگری ، همه در آن جمع آمده است .
با اینهمه از همین رساله دانسته میشود كه چرا تجددخواهی سنی ، بر خلاف
جنبش پروتستان ، كه سید خود از ستایشگران آن بود 41 نتوانست تحولی عمیق در
فكر دینی پدید آورد ، و آثار آن بیشتر در كردار و رفتار سیاسی سنیان جلوه
كرد . علت این كوتاهی همان اشتغال بیش از اندازة رهبران تجددطلب به فعالیت
سیاسی ، خاصه مبارزه با استعمار بود .
شك نیست كه در نظر روشنفكران مسلمان ، پیكار با استعمار و كوشش در راه
استقلال و آزادی ، بزرگترین فریضه بر ذمة همة مسلمانان بود و رهبران
تجددخواه ، خویشتن را ناگزیر میدیدند كه ادای این فریضه را بر هدفهای دیگر
خود مقدم شمارند ، ولی نتیجة این اولویت مسائل سیاسی آن شد كه مسائل اساسی
مربوط به رابطة دین و جامعه و مبانی فلسفی تفكر دینی كمتر در محل اعتناء
تجددخواهان آید و آنچه در این زمینه گفته و نوشته شود ، چنانكه در رسالة «
حقیقت مذهب نیچری » آشكار است ، كوتاه و شتابزده باشد .
عروةالوثقی
سید جمال در سال 1299 / اواخر سال 1882 ، پیش از قشونكشی انگلیس به مصر كه
در شعبان آن سال روی داد ، از طرف حكومت هند به كلكته احضار شد . مقامات
انگلیسی كه در همه حال از او بیمناك بودند او را در كلكته چندان نگاه
داشتند تا مقاومت عرابی پاشا یكسره در هم شكسته شد و انگلیس بر مصر مسلط
گشت . سپس او را رها و مجبور به ترك هند كردند 42 یا به روایتی دیگر خود به
دلخواه خویش از هند به انگلیس و از آنجا به پاریس رفت .43
آنچه از فعالیتهای سید در پاریس باید برای ما در خور توجه باشد ، یكی
همكاری او با شیخ محمد عبده در نشر روزنامة « عروه الوثقی » است و دیگری
مكاتبه او با ارنست رنان ، متفكر فرانسوی . نخستین شمارة عروه الوثقی در
تاریخ 15 جمادی الاولی 1301 ( 13 مارس 1883 ) منتشر شد و نشر آن تا 18
شماره دوام یافت . شمارة آخری آن مورخ 26 ذیحجه همان سال ( سپتامبر 1884 )
بود . مطالب این مجله به بررسی سیاست دولتهای بزرگ در كشورهای اسلامی ،
بویژه سیاست انگلیس در مصر ، و آشكار كردن علل ناتوانی مسلمانان و
برانگیختن آنان به اصلاح اوضاع خویش و از همه مهمتر ، یگانگی ملتهای
مسلمانان اختصاص داشت .
نوشتهاند كه همة مقالات عروه الوثقی به قلم عبده بوده است ،44 زیرا سیاق
عبارات آن عربی خالص است ، و حال آنكه از سبك نگارش بیشتر مقالات سید
برمیآید كه نویسنده عرب نیست . ولی آنچه دربارة این مجله اهمیت دارد ، سبك
نگارش نیست بلكه مضمون مقالات آن است ، و در این باره نمیتوان شك داشت كه
مضمون بیشتر مقالات از فكر سید تراویده ، زیرا روش انقلابی عروه الوثقی در
برابر سیاست استعماری انگلیس و عیبگیریهایش از محافظهكاران و آشتیجویان
بیشتر با اندیشه و خوی سید سازگار در میآید تا با طرز فكر عبده . شیوة سید
در سراسر زندگیش برانگیختن احساسات انقلابی مسلمانان بود ، و حال آنكه عبده
ـ چنانكه خواهیم دید ـ بیشتر میخواست از راه اصلاح تدریجی و تربیت و بحث و
اقناع به هدفهای سیاسی خود برسد .دربارة اهمیت سیاسی عروه لاوثقی و ترس
محافل استعماری انگلیس از آن ، سخنان بسیار گفتهاند . شاید هم در باب آن
مبالغه كردهاند ، ولی همین امر كه سرانجام دولت فرانسه به فشار و اصرار
دولت انگلیس حكم به تعطیل مجله داد خود دلیلی قاطع بر اهمیت آن است .
نیز معلوم است كه شمارههای آن پس از انتشار كمیاب میشده است ، زیرا
خوانندگان مشتاق به دست خود نسخههای اضافی از آن تهیه میكردند . یكی از
هدفهای عروه الوثقی ـ چنانكه در نخستین شمارة آن نیز تأكید شده است 45 ـ
مبارزه با روحیة نومیدی مسلمانان ردر كوشش برای چارهجویی دشواریهای خویش و
رفع این توهم بود كه گویا زمان رهایی مسلمانان گذشته است . سید جمال زمانی
میخواست از راه عروه الوثقی بر دامنة این مبارزه بیافزاید كه استعمار
انگلیس در آسیا به كامیابیهای بزرگی دست یافته بود و بر اثر شكست ایران در
جنگ هرات ( 1273 / 1856 ) و نافرجامی شورش در هند ( 1274 / 1857 ) و اشغال
مصر (1300 / 1882 ) ، در نظر تودة مسلمانان همچون قدرتی شكستناپذیر
مینمود .
سید میدانست كه مسلمانان تا زمانی كه خویشتن را از عقدة بیچارگی در برابر
استعمار انگلیس نرهانند ، از ایشان نمیتوان چشم داشت كه بر ضد استعمارگران
بیگانه و امیران « ستمكار و ظلم شعار » به پیكار برخیزند . از این رو در
سراسر زندگی خویش میكوشید تا مسلمانان را در مبارزه با انگلستان قویدل كند
و نشان دهد كه اگر مسلمانان براستی یگانه و بسیج شوند میتوانند انگلستان
را از گسترشخواهی و زورگویی باز دارند . نمونهای از این اعتقاد سید ،
مقالهای به عنوان « اسطوره » در عروه الوثقی است كه خلاصة آن این است كه
مطابق اساطیر پیشینیان ، بیرون شهر استخر پرستشگاهی بزرگ بود كه مسافران به
هنگام شب از ترس تاریكی به درون آن پناه میبردند .
ولی هر كس به درون آن میرفت به طرزی مرموز درمیگذشت . كم كم همة مسافران
از این پرستشگاه ترسیدند و هیچ كس پروای آن را نداشت كه شب را در آنجا
بگذراند ، تا سرانجام مردی كه از زندگی بیزار و خسته شده بود ولی ارادهای
نیرومند داشت به درون پرستشگاه رفت . صداهای سهمگین و هراسانگیز از هر
گوشه برخاست كه او را تهدید میكرد ، ولی مرد نترسید و فریاد زد : پیشآیید
كه از زندگی خسته شدهام ، با همین فریاد یكباره صداری انفجاری بزرگ برخاست
و طلسم پرستشگاه شكسته شد و از شكاف دیوارهایش گنجینههای پنهانی معبد پیش
پای مرد فروریخت . بدین سان آشكار شد آنچه مسافران را میكشته ترس از خطری
موهوم بوده است . سید در پایان این مقاله مینویسد : « بریتانیای كبیر چنین
پرستشگاهی بزرگ است كه گمراهان چون از تاریكی سیاسی بترسند به درون آن پناه
میبرند و آنگاه اوهام هراسانگیز ، ایشان را از پای درمیآورد .
میترسم روزی مردی كه از زندگی نومید شده ولی همتی استوار دارد به درون این
پرستشگاه برود و یكباره در آن فریاد نومیدی برآورد ، پس دیوارها بشكافد و
طلسم اعظم بشكند .46 اما سید انگلستان را نه تنها قدرتی استعماری بلكه «
دشمن صلبی » مسلمانان میدانست و معتقد بود كه هدف انگلستان نابودی اسلام
است ، چنانكه یكبار نوشت كه انگلستان از آن رو دشمن مسلمانان است كه اینان
از دین اسلام پیروی میكنند . انگلستان همیشه به نیرنگهای گوناگون میكوشد
تا بخشی از سرزمینهای اسلامی را بگیرد و به قومی دیگر بدهد ، گویی شكست و
دشمنكامی اهل دین را خوش دارد و سعادت خویش را در زبونی آنان و نابودی
داروندارشان میجوید .47
سید مانند بسیاری از روشنفكران مسلمان عصر خود گاهگاه به دولتهای بزرگ دیگر
بویژه فرانسه و روسیه امید میبست كه در برابر انگلیس از مسلمانان پشتیبانی
كنند و راه را بر سیطرهجویی آن در شرق ببندند ، چنانكه از وقایع سال 1882
در مصر ، همچون ملیون مصر ، از فرانسه چشم داشت كه گام به میدان نهد و
انگلستان را از مصر بیرون راند .او گاه در میان این امید بطور ضمنی یا صریح
برای فرانسه در آسیای غربی و برای روسیه در آسیای مركزی حقوقی قائل میشد ،
یكبار نوشت :« فرانسه میان تزویر انگلستان و فریبكاریهای بیسمارك گرفتار
شده ، دخالت انگلستان { در مصر } حقوق دیرین فرانسه را در آن كشور به خطر
انداخته است »48 ، ولی امید او به مداخلة قاطع فرانسه در مصر بر ضد انگلیس
هیچ گاه بر نیامد .
اگر چه دولت فرانسه به مدت بیست سال پس از اشغال مصر ، روش دشمنانهای در
برابر انگلیس در مصر پیش گرفت ، لیكن این دشمنی تا جایی كه به مصر مربوط
میشد هیچگاه از حدود ستیزة لفظی تجاوز نكرد . البته عمر سید چندان نپایید
تا شاهد انعقاد پیمان معروف به « انتانت » entente ( تفاهم ) میان فرانسه و
انگلیس در سال 1904 برای پایان دادن به رقابت استعماری با یكدیگر باشد .
سید از بیجنبشی و سازشكاری فرانسه با انگلیس كه به گفتة او آن دولت را از
« همة حقوقش در مصر » محروم میكرد و سلطة انگلیس را بر آن كشور به رسمیت
میشناخت سخت دلسرد بود ، ولی هیچگاه بر اثر این دلسردی از روش دوستانهاش
در برابر فرانسه دست نكشید و در هیچ یك از شمارههای عروه الوثقی نیز سخنی
در نكوهش سیاست استعماری فرانسه در الجزایر نمیتوان یافت .
اون دستاندازیهای فرانسه را به تونس نتیجة مستقیم سیاست گسترش جویانة
اتگلستان در مدیترانه میدانست .49 این نكته گفتنی است كه سید در شرح
هدفهای دولتهای غربی در آسیا و افریقا ، انگیزههای انگلستان را بعنوان آز
و فزونطلبی ( شره و طمع ) محكوم میكند ، حال آنكه هدفهای فرانسه را تنها
آرزو ( آمال ) مینامد .50
یك نتیجة بینش ضد انگلیسی سید ، تمایل او به این بود كه اسلام را دین پیكار
و سختكوشی بداند و از اینرو به روی فریضة جهاد بسیار تأكید كند . به نظر او
در برابر حكومتی كه مصمم به نابودی اسلام است مسلمانان راهی جز توسل به زور
ندارند . بدین جهت بر همة آن گروه از رهبران دینی مسلمانان كه به تعالیم
اسلامی رنگ مسالمتجویی و سازشگری میدهند سخت میتاخت . اعتقاد او به روح
پیكار جویانة اسلام از پشتیبانی او از قیام مهدی در سودان آشكار است ، اگر
چه خود از تعارض دعوی مهدی ، خواه با عقاید شیعیان و خواه اهل سنت ، آگاه
بود . در هر شمارة عروه الوثقی گزارشی دربارة رویدادهای سودان یا ستایشی از
دلاوریهای پیروان مهدی یا اندرزی به مسلمانان برای یاری رساندن به مهدی
میتوان یافت .51 در یكی از مقالاتش با اشاره به تظاهرات مسلمانان هند در
پشتیبانی از مهدی نوشت : « دعوت محمد احمد ( مهدی) در دلهای هندیان جایگاهی
بلند دارد و هر چند او مهدی نباشد ، هندیان باید اعتقاد داشته باشند كه او
مهدی است تا شاید این اعتقاد ، وسیلة یگانگی آنان برای رهایی از اسارت
انگلیس شود .»52
ابخش
پنجم