پیک خبری ایرانیان

بازگشت به صفحه اول

 


  •  
  • تجدید فكر دینی ( بخش پایانی)

    دكتر حمید عنایت

    آیا این نامه را با توجه به نوشته‌ها و گفته‌های دیگر سید در دفاع از اسلام و مثلاً آنچه از رسالة « حقیقت مذهب نیچری » دربارة سازگاری دین اسلام با اصول عقلی بازگفتیم چگونه توجیه می‌توان كرد ؟ خاصه كه مفاد برخی از عبارات نامه به نظر بعضی 61 از حدود تجددخواهی گذشته و به كفر والحاد پیوسته و در یكی دو جا نیز سید به دین اسلام ( نه روش مسلمانان ) حمله كرده و آن را عامل عقب‌افتادگی مسلمانان دانسته است .

    به همین سبب برخی از مریدان سید در درستی انتساب این نامه به سید جمال دست كم به شكلی كه در « ژورنال ددبا » انتشار یافته ، تردید كرده‌اند ، مخصوصاً چنانكه گفتیم اصل پاسخ او به زبان عربی بوده و بعد به فرانسه ترجمه شده است . یكی از این كسان ، محمد حمید الله حیدرآبادی ، استاد پیشین دانشگاه پاریس و استانبول است كه عقیده دارد كه « قسمتهایی از جواب سید جمال { به رنان } ساختگی است و مترجم آن به فرانسه با تحریفات وقیحانه‌ای به چاپ آن اقدام كرده است .»62 ولی آنچه حمیدالله در اثبات این تردید می‌گوید بیشتر حدس و قرینه است تا دلیل و حجت ، مثلاً اینكه « سخنرانی رنان در اواخر مارس 1883 منتشر گردید ، ولی جواب سید تقریباً پس از دو ماه منتشر شد و ما فكر نمی‌كنیم كه مرد مجاهدی مانند جمال الدین برای تهیة جواب آن ، این مدت دراز را سكوت كرده باشد » یا از سید جمال كه در « تمام دورة زندگانی خود از مجاهدین و دافعین سرسخت اسلام بود » بعید است كه بگوید اسلام به زور شمشیر گسترش یافت . یا دین اسلام د راه اختناق علم و بازداشتن مردم از كوشش گام برداشته ، یا اعتقاد به وجود خدای یكتا « از سنگینترین اعمال بر انسان و از بزرگترین اهانتها بر اوست .»

    63 این احتمال را نمی‌توان نفی كرد كه مترجم جواب سید از عربی به فرانسه ، برخلاف شرط امانت‌داری ، عبارتهایی از پیش خود بر جواب او افزوده یا معنای برخی عبارتها را با دخل و تصرف ناروا از اصل آنچه مقصود سید بوده منحرف كرده است . ولی با توجه به خودداری سید از تكذیب انتساب پاسخ به خود و نیز نامه‌ای كه از شیخ محمد عبده در دست است 64 در این باره كه پاسخ به رنان ، به شكلی كه در « ژورنال ددبا » منتشر شده شاید با حذف یا تعدیل پاره‌ای عبارات ، از خود سید بوده است تردیدی نمی‌توان داشت وانگهی به گمان ما بحث دربارة انتساب یا عدم انتساب جوابیه به سید چندان مهم نیست كه سنجش روح كلی و مقصود اصلی مطالبی كه در این پاسخ آمده است .

    با این یادآوری اگر در مطالب اساسی پاسخ سید ژرف‌بین شویم می‌بینیم كه فرض كفر پنهانی سید بر اساس آن نارواست ، زیرا لب و خلاصة پاسخ سید این است كه علم و فلسفه مخصوصاً به معنایی كه مخالفان او ـ یعنی اروپاییان در اواخر قرن نوزدهم ـ از این دو واژه در می‌یافتند با دین كه مجموعه‌ای از احكام جزمی است منافات دارد . و این نكته‌ای غریب و ناسازگار با عقاید دیگر سید نیست .زیرا چنانكه در بحث از رسالة « حقیقت مذهب نیچری » دیدیم در آنجا نیز سید كم و بیش همین روش را در پیش می‌گیرد و مسلمانان را از دامهایی كه مدافعان علم و فلسفه امروزی بر سر راهشان گسترده‌اند ، برحذر می‌دارد . وانگهی بسیاری از متفكران اسلامی ، چه پیش از سید و چه پس از او ، همین نكته یا همانند آن را گفته‌اند ، بی آنكه كسی در حق ایشان گمان كفر ببرد .مثلاً ابن خلدون در « مقدمه » استدلال می‌كند كه : « میان فلسفه و شریعت و میان فلاسفه و جوامعی كه بر شالوده شریعتهای گوناگون بنا شده‌اند اگر عدم توافق ، تضاد و كشمكش وجود نداشته باشد لااقل یك فرق اساسی وجود دارد »

    65 و آن اینكه از یك سو بر طبق حكم شرع « آنچه از پیغمبر شنیده می‌شود باید بر دانش عقل تقدم داشته باشد و باید به مؤمنان تأكید شود كه برای كشف حقیقت عقلانی تعالیم شارع بیهوده نكوشند ، زیرا این وادی صعب‌العبوری است كه فكر در آن سرگردان می‌شود » و از سوی دیگر « فلسفه هم علم یقین و هم طریق یقین است كه به مدد آن معلومات عقلی باید كسب شود » .66 متفكر اسلامی معاصر ، سید محمد حسین طباطبایی ، نیز ضمن بحثی دربارة اسلام و آزادی ، می‌نویسد كه آزادی در اسلام فقط در دایرة دین توحید ، یعنی « سه اصل مسلم توحید ، نبوت و معاد » وجود دارد و اگر آزادی عقیده را در خارج از این دایره نیز جاری و ساری بدانیم ، دین را از اصل ویران كرده‌ایم .67 اما این امر مانع از آن نمی‌شود كه اسلام ، مؤمنان را به تفكر در حقایق دینی فرابخواند و به آنان در این زمینه آزادی كامل بدهد تا « بطور دسته جمعی و با ارتباط با یكدیگر ، در رفع شبهات خویش بكوشند .» 68

    غرض اصلی سید جمال از پاسخ به « رنان » تأكید همین تعارض میان ایمان و آزادی مطلق عقیده ، یا به سخن دیگر ، تعارض میان دین و فلسفه است ، نهایت آنكه مقصود یك گوینده از بیان این تعارض گاه ممكن است حمله به فلسفه باشد و گاه انكار دین ، ولی مقصود سید نه این است و نه آن ، بلكه او می‌خواهد بگوید كه چون این تعارض منحصر به رابطة اسلام و فلسفه نیست و دربارة همة ادیان راست درمی‌آید ، « رنان » حق ندارد تنها مسلمانان را از بابت آن سرزنش كند ، مخصوصاً كه اسلام در قیاس با مسیحیت با فیلسوفان بهتر رفتار كرده است . همگان می‌دانند كه علوم و معارف فلسفی در روزگار نیرومندی مسلمانان به پایة بلندی از تكامل رسید . اما واماندگی و نادانی امروزی مسلمانان كه نتیجة تباهكاری حكومتهای استبدادی و قدرتهای استعماری است دوباره آنان را با علم و فلسفه بیگانه كرده است و این بیگانگی تنها با آزادی سیاسی و پیشرفت اجتماعی و فكری مسلمانان از میان برخواهد خاست . پس در حساب آخر رواج علم و معرفت ، فرع بر احیای فكر دینی تقویت مبانی ایمانی است .

    سید این نكته را در جاهای دیگر نیز هنگام بحث از روشی كه مسلمانان باید در برابر معارف غربی پیش گیرند بیان كرده است . از جمله در یكی از مقالالت « عروه الوثقی » از فرنگی‌مآبی رهبران تنظیمات عثمانی و حكومت مصر انتقاد می‌كند و می‌گوید كه تقلید از سازمانها و شیوه‌های اداری و فرهنگی و سیاسی غرب و فرستادن گروه گروه دانشجوی ترك و مصری به غرب ، هیچیك نه همان احوال تركان را بهتر نكرد كه زندگی سیاسی و اجتماعی ایشان را آشفته‌تر كرد ، حال آنكه رفتار درست در برابر معارف غربی باید همانند رفتار مسلمانان صدر اسلام در برابر فلسفة یونانی باشد : مسلمانان صدر اسلام تنها هنگامی به فراگرفتن طب بقراط و و جالینوس و هندسة اقلیدس و نجوم بطلمیوس و فلسفة افلاطون و ارسطو همت گماشتند كه پایه‌های ایمان خود را استوار كردند . مسلمانان امروزی نه تنها زمانی باید به فرهنگ و تمدن اروپایی روی‌آورند كه دین خویش را به وجه درست آن بشناسند .69 اگر پاسخ سید را به رنان با توجه به این نكته تعبیر كنیم ، مطالب اساسی آن با نوشته‌های دیگر سید چندان متعارض نمی‌نماید . ***

    تجزیه و تحلیل دقیق باقی وقایع زندگی سید جمال ، با همة ارجی كه در تاریخ پیكار ملتهای اسلامی ، خاصه ایرانیان ، با استعمار و استبداد دارد از حوصلة گفتار این بخش ـ كه به تجددخواهی سنی و تأثیر آن در جنبش عرب مربوط می‌شود ـ بیرون است . از اینرو ناگزیر به اختصار می‌گوییم كه سید پس از عزیمت از فرانسه به انگلستان رفت و در آنجا یك چند كوشید تا با تبلیغ عقاید خود و به میانجیگری « ویلفرید بلنت » (Wilfrid Blunt ) نویسندة « عرب دوست » انگلیسی ، سیاست انگلیس را به سود مسلمانان خاصه مصریان دگرگون كند ، ولی كامیاب نشد . از انگلستان رهسپار ایران گشت و از ایران به روسیه رفت . پس از بازگشت به ایران به مبارزه‌ای دلیرانه بر ضد استبداد ناصرالدین شاه برخاست و در آگاهاندن مردم ایران و رسوا كردن سیاست استعماری روس و انگلیس كوشید .

    كارنامة زندگی سید در ایران شاید درخشانترین فصل داستان مجاهده او در راه آزادی ملتهای اسلامی باشد ، زیرا در قرن سیزدهم هجری كمتر كشور اسلامی همچون ایران در گمراهی و بیخبری سیاسی به سر می‌برد و اگر میزان تأثیر یكایك رهبران سیاسی و فكری ایران آن روزگار را در بیداری مردم با هم بسنجیم ، بی گمان سید جمال بیش از هر رهبر دیگر در این بیداری مؤثر بوده است . پس از آنكه از ایران بیرون رانده شد و به عراق و سپس انگلستان رفت و مبارزات خویش را بر ضد ناصرالدین شاه از سرگرفت . سرانجام به دعوت سلطان عبدالحمید به استانبول رفت و گرفتار دسائس او شد . و عملاً در آن شهر زندانی بود ، تا آنكه در روز پنجم شوال 1314 مطابق نهم مارس 1897 درگذشت .

    میراث سید جمال

    بطور خلاصه عناصر اصلی میراث سید جمال الدین برای جهان اسلامی به نحو عام و جهان عرب به نحو خاص عبارت بود از : نخست اعتقاد به توانایی ذاتی دین اسلام برای رهبری مسلمانان و تأمین نیرومندی و پیشرفت آنان . دوم مبارزه با روحیة تسلیم به قضا و قدر و گوشه‌نشینی و بی‌جنبشی . سوم بازگشت به منابع اصلی فكر اسلامی . چهارم تفسیر عقلی تعالیم اسلام و فراخواندن مسلمانان به یاد گرفتن علوم نو و پنچم مبارزه با استعمار و استبداد به عنوان نخستین گام در راه رستاخیز اجتماعی و فكری مسلمانان . سید را در مورد مبارزه با استعمار باید رهبری مبدع دانست . ولی دربارة جنبه‌های دیگر فكر اجتماعی اسلامی ، كسان دیگری پیش از او مانند : طهطاوی و مدحت پاشا ، به درجات گوناگون ، برای عربان و تركان سخن گفته‌ بودند ، لیكن هیچ یك از رهبران طراز اول اصلاح فكر دینی و اجتماعی در دورة زندگی سید به اندازة او در راه پیكار با استعمار و استبداد رنج نبرد ونیز همچون او جاذبة شخصی و نفوذ كلام نداشت . و راز محبوبیت و اهمیت او در تاریخ فكر معاصر اسلامی همین بوده است . سید محمد محیط طباطبایی در این باب نوشته است :

    « سید جمال الدین در فلسفه مشائی به میرزا ابوالحسن جلوه ، و در حكمت اشراق به « حكیم قمشه‌ای » نمی‌رسید ، و در معرفت به مبنای حقوق و قوانین اروپا ، توسعة نظر و اطلاع میرزا ملكم خان را نداشت ، و در ریاضیات قدیم به میرزا محمد علی قاضی یا میرزا عبدالغفار اصفهانی نمی‌رسید ، و زبان فرانسه را محمد حسن خان اعتمادالسلطنه از او بهتر می‌دانست ، و میرزا حسنعلی خان انشاء فارسی را بهتر از او می‌نوشت ، و میرزا محمد حسین فروغی در نثر و شعر فارسی از او استادتر بود ، و عربی را شیخ محمد عبده مصری و ادیب اسحق لبنانی بهتر از او می‌نوشتند ، ولی در وجود او سری مكتوم بود كه من حیث‌المجموع در وجود كلیة افراد نامبرده یافت نمی‌شد . سید بی‌آنكه در اروپا درس خوانده یا در یك كشور آزاد راقی به سر برده باشد ، در طی اقامت محدود اول خود در استانبول و ارتباط با پیشاهنگان نهضت فرهنگی و اجتماعی عثمانی و با استفاده از زبان تركی و عربی و مراجعه به ترجمه‌های مختلفی كه از فرانسه در مصر و عثمانی به عربی و تركی شده بود ، به حقیقتی آشنا شد كه دیگران با وجود فضایل علمی و ادبی مكتسب به درك آن موفق نشده بودند » .7 آكسفورد ـ 1352 ش

    یادداشتها :

    1. « تجدد فكر دینی نزد اهل سنت » ، در كتاب دین و جامعه ، ( تهران : انتشارات موج ، 1352 ) . 2. جمع‌آوری و تنظیم اصغر مهدوی و ایرج افشار ، انتشارات دانشگاه تهران . 3. تفصیل این دلایل در دو كتاب زیر آمده است : هما پاكدامن ،جمال الدین اسد آبادی معروف به فغانی صص 44-23 pp23-44) ( Homa Pakdaman Djamal - Ad – Din Assad Abadi dit Afghani . Paris.1969. نیكی كدی ، سید جمال الدین « الافغانی » ، صص 58 ـ 1 و 441 ـ 427 . ( nikki Kedclie . Sayyid Jamal Ad-Din ( Al Afghani ) . University of California . Los Angeles . 1971 . pp1-58 / 427- 441 ) . 4. دربارة مذهب سید ، از جمله رجوع شود ، به بخش آخر همین فصل . 5. حورانی ، اندیشة عرب ، ص 108 . 6. جرجی زیدان ، بناه النهضه العربیه ، قاهره ، ( بدون تاریخ ) ص 70 به بعد . احمد امین ، زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث ، قاهره ( 1948 ) ، ص 59 به بعد ، انور الجندی ، الفكر العربی المعاصر ، ص 78 به بعد ، و كتاب یاد شدة انور عبدالملك ( به فرانسه ) . 7. نیازی بركش ، ظهور لادینی در تركیه ، ( مونره‌آل ، 1964 ) ، ص 181 . 8. ناظم الاسلام كرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان ، ( تهران ، 1333 ) ص 66 به بعد ، خاطرات سیاسی امین الدوله ، ( تهران ، 1341 ) ، صص 130 ـ 129 . مهدی ملك زاده ، زندگانی ملك المتكلمین ، ( تهران ، 1325 ) ، ص 85 ، ایضاً ، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ، ( تهران ، 1328 ) ج1 ، ص 189 . احمد كسروی ، تاریخ مشروطه ایران ، ( تهران ، چاپ ششم ، 1344 ) ص 11 . محیط طباطبایی نقش سید جمال الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین ، ( تهران ، 1350 ) مخصوصاً صص 61 – 17 . 9. مجموعة اسناد و مدارك چاپ نشده دربارة سید جمال الدین ، صص 101 – 100 . 10. محیط طباطبایی ، به روایت نیكی كدی ، كتاب یاد شده ، ص20 . 11. كدی ، كتاب یاد شده ، صص 60 – 58 . 12. كدی ، كتاب یاد شده ، صص 60 – 58 . 13. دربارة مدارك مربوط به عضویت سید در فراماسونری رجوع شود به كتاب مهدوی افشار ، صص 25 – 24 . 14. محمد محیط طباطبایی ، اسناد و مدارك درباره سید جمال الدین اسدآبادی ، تألیف صفات الله جمالی اسدآبادی ، تهران ( چاپ دوم ) ، صص 40 – 39 . همچنین كتاب صدرواثقی ، سید جمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی ، ( تهران : شركت سهامی افشار ، انتشار ، 1348 ) ، صص 77-69 . 15. مهدوی و افشار ، لوحة 15 .

    16. برای دیدن چند سند ، دربارة دشمنی ویژة انگلیس و عمال او در هر گوشه وكنار با سید ، رجوع شود از جمله به مقالة « چند سند دربارة سید جمال الدین » ، از محمد گلبن ، در كتاب یادنامة علامه امینی ، ( تهران : شركت انتشار ، 1352 ) كتاب اول ، صص 133-105 . 17. پیشگفتار سید محمد تقی فخر داعی گیلانی بر ترجمه تفسیر القرآن ، سید احمد خان ، بخش دوم ، ( تهران : چاپ آفتاب ، 1332 ) ص ب . 18. سید جمال الدین اسدآبادی ، نیچریه یا ناتورالیسم ، ( تبریز : بنگاه مطبوعاتی دین و دانش ، 1327 ) . این كتاب ، در چاپهای مختلفی كه از آن در دست است ، عنوانهای گوناگونی یافته است . ما در این كتاب ، از آن به عنوان « حقیقت مذهب نیچری » یاد می‌كنیم . 19. همان كتاب ، ص 19 . 20. همان كتاب ، ص19-20 . 21. همان كتاب ، ص 22. 22. همان كتاب ، ص 25 . 23. همان كتاب ، ص 26 . 24. همان كتاب ، ص 27. 25. همان كتاب ، ص 32. 26. همان كتاب ، ص 33. 27. همان كتاب ، ص 36. 28. همان كتاب ، ص 37.

    29. سید در اینجا لوئی ناپلئون را با ناپلئون اول اشتباه كرده است . 30. همان كتاب ، ص 38. 31. « سوسیالیست و كمونیست و نیهلیست ، یعنی اجتماعیین و اشتراكیین و عدمیین هر سه طایفه ره‌سپر این طریقه می‌باشند . و هر یك از این طوایف ثلاثه اگر چه صورت مطلب خود را به نوعی تقریر می‌كند و لكن غایت و نهایت مقصود آنها اینست كه جمیع امتیازات انسانیه را برداشته » … ص 39 . 32. نگاه كنید به بحث او دربارة معجزه در تفسیر القرآن ، ص 12 به بعد . 33. كتاب آ . فیضی ، برداشت نوخواهانه‌ای از اسلام ، صص 73-70 . ( A.A.A. Fyzee . A Modern Approach to Islam . Asia Publishing Home . 1963 .p. 70-73 ) . كه به نظر نویسندة آن ، مقصود سید احمد خان از همكاری با انگلستان اغتنام فرصت از سیاست آن دولت برای رفع عقب‌ماندگی مسلمانان هند و ایجاد امكان تربیت آنان در علوم امروزی بوده است ، ص 71 . 34. همان كتاب ، ص 48 . 35. در اصل كتاب : قانع شوند ( غلط چاپی ) 36. همان كتاب ، ص 51. 37. همان كتاب ، صص51. 38. همان كتاب ، ص 52 . 39. همان كتاب ، ص 52.

    40. مقالة « قضا و قدر » در مجموعة عروه الوثقی ، ( قاهره 1957 ) ، صص 58-49 و ترجمة فارسی آن ، از سید هادی خسروشاهی ، در كتاب اسلام و علم ، ( تبریز : چاپ محمدی علمیه ، 1348 ) . 41. همان كتاب ، ص 51 . نیز گفتگوی سید جمال الدین با عبدالقادر مغربی در كتاب محمد رشید رضا ، تاریخ الاستاذ الامام ، ( مطبعة منار ، 1931 ) صص 84-82 . 42. تقی زاده ، سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی ، ص 15 . 43. كدی ، كتاب یاد شده ، ص 181 ، تقی زاده می‌نویسد كه سید پیش از سفر به پاریس از راه لندن به آمریكا رفت و چند ماهی در آنجا ماند ( ص 15 ) ، ولی درستی این گزارش مورد تردید است . 44. حورانی ، كتاب یاد شده ، ص 110 . 45. عروه الوثقی ، ( چاپ قاهره ، 1957 ) ، ص 7. 46. عروه الوثقی ، صص 224-223 . 47. عروه الوثقی ، ص 334 به بعد ، نیز صص 355 تا 357 . 48. همان مأخذ ، ص 229 . 49. همان مأخذ ، ص 243 . 50. همان مأخذ ، ص 365. 51. همان مأخذ ، صص 220-219 ، 248-225 و 231 و 243 . 52. همان مأخذ ، ص 242 . 53. همان مأخذ ، صص 48-39 . 54. Ernest Renan 55. آنچه در اینجا نقل می‌شود از ترجمة فرانسه نامه سید به رنان است . 56. جواب جمال الدین به رنان ، در ترجمة فرانسة كتاب رد بر نیچریه از گواشون ؛ صص 177-176 . “ Reponse de Jamal ad – Din al – Afghani a Renan “ dans : La refutatfion des materialistes . traduit par A. M. Goichon . paris . 1942 p. 176-177

    . 57. همان كتاب ، صص 178-177. 58. همان كتاب ، ص 183 . 59. ترجمة سید هادی خسرو شاهی از پاسخ سید جمال به رنان ، در كتاب اسلام و علم ، ( تبریز : انتشارات سعدی ، 1348 ) ، ص 72 . 60. گواشون ، كتاب یاد شده ، ص 185-183. 61. مثلاً مقالة زیر از الی خضوری (Elie Kedourie ) استاد دانشگاه لندن ، كه خلاصة مطلب آن این است ، سید جمال و عبده هر دو در باطن متفكرانی غیر دینی بوده‌اند و یكی از دلایل نویسنده ، همین پاسخ سید به رنان است : « روشنایی تازه‌ای دربارة افغانی و عبده » در مجلة اوردیان ، ج7 و 8 ( 1964 ) ، صص 106-83 . “ Nuvell Lumiere sur Afghani et Abduh " . Orient VII . 2. 30. ( 1964 ). 37-57. VIII.13 ( 1964 ). Pp.83-106. 62. اسلام و علم ، ص 32 . 63. همان كتاب ، ص 30. 64. مهدوی و افشار ، مجموعة اسناد ، تصویر 138. 65. محسن مهدی ، فلسفة تاریخ ابن خلدون ، ترجمة مجید مسعودی ، ( تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1352 ) ص 107 . 66. همان كتاب ، ص 104 . 67. علامه سید محمد حسین طباطبایی ، روابط اجتماعی در اسلام ، ترجمه محمد جواد حجتی كرمانی ، ( تهران : انتشارات بعثت ، 1348 ) 68. همان كتاب ، صص 102-100 . 69. عروه الوثقی ، صص 21-18. 70. سید محمد محیط طباطبایی ، « نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین » ، ص 50-49 .
    ا