پیک خبری

بازگشت به صفحه اول
قضيه شيطان بزرگ؟
* آمريكا هرگز بخود اجازه نخواهد داد كه به مردمي كه با بدست گرفتن سرنوشت خويش در دست خودشان ، براي خود اعتبار جهاني كسب كرده‌اند حمله كند. اگر از حمله آمريكا به عراق يك درس براي يادگيري ايراني‌ها باشد، همين است
 
حسين ميرمبيني
hmirmobiny@peikekhabari.com
 
دوشنبه ٨ ارديبهشت ١٣٨٢
 
چو پرده‌دار به شمشير مي‌‌زند همه را
كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
«حافظ»
 
(آيت‌الله) خميني درست مي گفت كه: «اينها از آخوند مي ترسند». منظورش به «ماها» بود، يعني همه آنهايي كه با مطالعه تاريخ و فرهنگ مي دانند كه چگونه ملاهاي يهودي به خلاف تعاليم پيامبرانشان با تحريف تورات بر مسند موسي نشستند و چطور ميراث پيامبران‌شان و حيات قوميت يهود را براي دو هزار سال به نابودي كشاندند. «اينها» يعني آنهايي كه در تاريخ مطالعه كرده بودند كه چگونه آخوندهاي مسيحي براي هزار و چهارصد سال اروپا را در عصر بي خبري و تاريكي نگه داشته بودند و فقر و فساد و بي خردي را در همه زواياي زندگاني مردم گسترش داده بودند. «اينها» يعني آنهايي كه مي دانستند كه چگونه آخوندهاي متظاهر مسلمان براي بدست آوردن كسب و روزي و يك لقمه نان ، خدا را از جايگاه كبريايي اش پايين مي آورند و با نسبت دادن هاي دروغ به او به هر ظلم و باطلي لباس حق مي پوشانند. او حق داشت كه چنين بگويد، چرا كه همه ما مي ترسيديم كه حاصل كار مبارزات آزادي خواهانه مردم آزاد انديش و سير تعالي و رشد فكري جامعه ما به مسيري بيفتد كه امروز افتاده است. بنابراين «اينها» حق داشتند كه بترسند. كما آنكه هنوز اين ترس هست كه اين فريبكاران تاريخ بتوانند با طرح اين مسئله بيروني (حمله آمريكا به عراق) و بوجود آوردن يك شبهه ذهني ، عقل خيلي‌ها را بدزدند و موفق شوند آنها را با خود در شعار «مرگ بر آمريكا» همراه سازند و جهان را يكسره به آشوب و نا امني بكشانند.
ما (آيت‌الله) خميني را بخاطر طرح همين شعارهاي انحرافي و شبهه‌سازي‌هايي كه مي كرد، بطوري كه توانست بر ذهنيت بسياري از مردم تاثير گذارد و آنها را از جاده حقيقت منحرف نمايد يك بدعت گذار مي دانيم. و از آنجايي كه بدعت در اسلام مذموم است از همان زمانها او را مردود مي دانستيم. او دروغهاي زيادي را بخدا نسبت داد كه اگر بخواهيم به يك يك آنها رسيدگي كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. يكي از دروغهاي بزرگ و شاخدار او همين شعار معروف اوست كه گفت «آمريكا شيطان بزرگ است». او با اينكار ذهنيت و باور اجتماعي ما را فريب داد، و توانست براي همه مشكلات دروني و اخلاقي‌مان يك بهانه بيروني فراهم كند.
آمريكا كشوري است تركيب يافته از انسانهاي مهاجري كه از سراسر جهان آمده‌اند تا در سرزمين‌هاي آن براي پيدا كردن فرصتهاي زندگي و سرمايه تلاش كنند. همين انگيزه است كه آمريكا را بسيار قدرتمند كرده و مي تواند براي حفظ منافع ملي خود به هر اقدامي كه صلاح مي بيند عمل كند. از اينرو آمريكا ممكن است بخاطر ثروت و قدرتش مظهر كفر باشد، اما مسلما مظهر ظلم نيست. چراكه مردم آمريكا مثل ساير كشورهاي آزاد، آزادانه بدنبال اين هدف رفته‌اند و همه بنوعي در آنچه اين كشور را بوجود آورده سهيم و دخيل‌اند. درحالي كه ما در متون مذهبي خود شيطان را مظهر ظلم مي دانيم. و ظلم مربوط است به عملكرد شرك گونه افراد قدرت طلب و مستكبري كه بنام خدا و به جانشيني او انجام مي گيرد. چنانكه در قرآن كريم به تكرار آمده : «ظالمتر از آن كسي كه به خدا دروغي نسبت مي دهد كيست؟» يعني ظالم آن كسي است كه از جانب خود (نه خدا) بخود مي گويد «امام» ، «آيت‌الله العظمي»، «حجت الاسلام»، «قطب الاقطاب» و بعد آن را به خدا نسبت مي دهد و از جانب او فرمان مي راند و بدين طريق بر مردم سروري و حكومت مي كند. با اين حساب شيطان كسي است كه با اين دروغ بستن ها مسير مردم را از راه تعالي و رشد باز مي دارد تا آنها را در جهت بزرگتر شدن و فربه تر شدن خود بخدمت گيرد. شيطان به تعبير قرآني آن كسي است كه آدم ملكوتي را فريب داد و او را به زمين مطرود سرنگون كرد. شيطان آن فريبكاراني اند كه زندگاني را بر مردم حرام كرده‌اند، آنهايي كه در قرآن و تورات و انجيل دست برده اند و مي برند تا به امتيازات خودشان جنبه الهي بدهند. شيطان فريب دهنده انسانها از راه حق است.
عمر ٢٠٠ و چند ساله آمريكا كفاف نمي دهد كه شيطان باشد. واژه «شيطان» يك اصطلاح ديني است. بنابراين درست نيست (ضد ديني است) كه اين واژه را در جاي غيرخودش استفاده كنيم. شيطان كسي است كه شبهه و خدعه مي كند تا همه ساده انديشان را براي قدرت طلبي خود تا آنجا كه آنها را بكشتن دهد، بفريبد. شيطان صدام حسين و شريكان اويند كه از جانب خدا صحبت مي كنند و مي گويند: «هركس در جنگ با سربازان آمريكايي كشته شود، بهشت را براي خود خريده است». هيچ كس نگفت كه آخر اين آقا در دستگاه خداوند چه كاره است كه از جانب او سخن مي گويد؟ شيطان آن كسي است كه آدم را در بهشت عدن فريب داد و او را از مقام ملكوتي اش سرنگون ساخت. شيطان آن فريبكاراني اند كه نگذاشتند ذهن مردم به اين موضوع معطوف شود كه درختي كه آدم بواسطه فريب شيطان ميوه اش را خورد و از بهشت ملكوت به زمين رانده شد، «درخت دانش و تميز خوب از بد» نيست، بلكه آن «درخت قدرت» است. درختي كه ريشه در شرك و قدرت طلبي مذهبي دارد و ميوه اش ظلم و خونريزي است. چيزي كه فرشتگان خدا از آن نگران بودند كه با خلق آدم در زمين فساد و خونريزي شود (آيات اوايل سوره بقره). شيطان آن دغلكاري است كه در سرتاسر تاريخ بشر همواره بنام خدا و دين مشغول فريب آدمها است و نتيجه كارش فساد و خون ريزي است. شيطان يعني ملا و آخوند. شيطان و شياطين همان كساني‌‌اند كه زرتشت در اوستا (گاتها) درباره آنها گفت: «شما همه از تخم اهريمنيد، آن كس كه شما را از ديرباز پيروي مي كند از دروغ و فريبكاري است. شما از ديرباز بدين كردار نامبردار شده ايد. آن هنگام كه شما حكومت كنيد بدترين فرمانها را روا مي داريد. آن كسان كه از منش نيك دور مي شوند و از خرد و راستي روي برتابند بايد كه «دوستان ديوان» نام نهاد. شما با انديشه و گفتار و كردار زشت و تباه كننده اي كه شيطان به شما و پيروانتان آموخت ، مردم را از زندگي خوب و حيات جاودانه گمراه مي كنيد و فريب مي دهيد.»
شيطان همان كساني اند كه عيسي در انجيل (متا باب بيست و سيم) درباره آن ها گفت: «ملاهاي يهودي (كاتبان و فريسيان) كه بر كرسي موسي نشسته‌اند، پس آنچه (از موسي) به شما گويند نگاه داريد و بجا آوريد ليكن مانند اعمال ايشان مكنيد زيرا مي گويند و نمي كنند. (جالب اينجاست كه ملاهاي مسيحي به تعليم پولوس نه به شرع موسي كار دارند نه به سخنان و تعاليم عيسي باور دارند) بارهاي گران و دشوار را بر دوش مردم مي نهند حال آنكه چيزي حتا بر انگشت خود حمل نمي كنند. اعمال خود را به گونه اي بجا مي آورند تا مردم ايشان را ببينند (ريا). رداهاي خود را عريض و دامن هاي قباي خود را پهن مي سازند و بالا نشستن در محافل و ضيافت ها و صدر نشستن در مساجد را دوست مي دارند. تعظيم در كوچه ها و اينكه مردم ايشان را آقا آقا بخوانند دوست مي دارند». همان باب: «واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه درِ ملكوت آسمان را بر روي مردم مي بنديد. زيرا نه خود داخل آن مي شويد و نه به آنها اجازه مي دهيد كه داخل آن شوند. واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار چراكه خانه بيوه زنان را مي خوريد و از روي ريا نماز را طولاني مي كنيد، از آنرو عذابتان شديدتر خواهد بود». همان باب: «واي برشما اي رياكاران كه براي نعناع و شبت و زيره عشر نگه مي داريد اما بزرگترين احكام شريعت يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك مي كنيد. اي راهنمايان كور كه پشه را صافي مي كنيد و شتر را مي بلعيد. واي برشما اي رياكاران كه چون قبور سفيد شده مي باشيد كه از بيرون نيكو مي نمايد حال آنكه درون تان از استخوان هاي پوسيده و ديگر نجاسات پر است. به ظاهر خود را به مردم عادل مي نمايانيد حال آنكه به باطن مملو از رياكاري و شرارت هستيد. واي برشما اي كاتبان و فريسيان كه قبرهاي انبياء را مرمت مي كنيد و آرامگاه اولياء را زينت مي بخشيد و مي گوييد كه اگر در ايام پدران خود مي بوديم در ريختن خون انبياء با ايشان شريك نمي شديم ، پس خود شهادت مي دهيد كه فرزندان قاتلان انبياء هستيد. از آنرو شما پيمانه پدران خود را لبريز كنيد (يعني بيشتر از پدرانتان انبياء و اولياء خدا را بكشيد). اي ماران و افعي زادگان چگونه از عذاب جهنم فرار خواهيد كرد. همه خون هاي بر زمين ريخته شده صديقين بر عهده شماست. از خون هابيل صديق تا خون زكريا كه او را در ميان معبد هيكل و قربانگاه كشتيد». اين گفته انجيل مطابق است با اين آيه قرآن (٨٧ بقره) و آيه ١١٢ سوره آل عمران كه مي فرمايد: «پس باز آيند به خشمي از خدا و مسكنت و بدبختي بر آنها باد از آنكه به آيات خدا حق پوشي كردند و انبياٴ (آگاه كنندگان) را به ناحق كشتند».
به نظر من سخن (آيت‌الله) خميني درباره آمريكا كه گفت «آمريكا شيطان بزرگ است» اصلا مصداق حقيقي ندارد. درحالي كه بنظر مي رسد سخن جرج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا درباره ملاهاي حاكم بر ايران كه آنها را جزو «محور شيطاني» قلمداد كرده بيشتر به حقيقت نزديك است. آمريكا با توجه به نوع حكومت آن و ارزشي كه خيلي بيشتر از كشورهاي اسلامي براي دانش قائل است ، قطعا نمي تواند مظهر شيطان باشد ولي مي تواند به تعبيري وسيله خشم خدا باشد كه بزودي بر سر ما مردم از خدا بي خبر منطقه خاورميانه فرود آيد چراكه ما مردم ترسي نداريم كه براي قدرت طلبي خود آيات خدا را تحريف كنيم و حق پوشي كنيم و اولياٴ خدا را بكشيم. با اين تعبير شيطان آن كساني اند كه قرآن كريم درباره آنها گفت: (بقره آيات ٨ تا ١٦) «و از مردم برخي هستند (يعني ملاها) كه مي گويند «ما به خدا و روز آخر ايمان داريم» در حالي كه آنها براستي باور ندارند. آنها مي خواهند خدا و مردم مومن را فريب دهند و خدعه نمي كنند جز آنكه خودهاشان را فريب مي دهند و شعور ندارند. در قلبهاي ايشان مرض است و خدا مرضشان را بيفزايد و براي آنها عذاب اليم است چراكه بر خدا دروغ مي بستند. و هنگامي كه به آنها گفته مي شود كه (شما ملاها) چرا فساد مي كنيد گفتند كه همانا ما صلح جويانيم. آهاي ، آگاه باشيد كه آنها همه فاسدند و ليكن شعور ندارند. و آنگاه كه به آنها گفته مي شود كه شما هم مثل مردم باور داشته باشيد (يعني شما هم مثل مردم كه براي باورشان لباس متحدالشكل و عنواني ندارند، باور داشته باشيد، يعني براي ايمانتان بخود عنوان ندهيد و لباس خاصي نپوشيد ، مثل مردم باشيد بقول حافظ «بمردمي نه به فرمان») گفتند: باور داشته باشيم چنانكه سفها دارند (اينها هستند كه معتقدند مردم سفيه اند. چراكه اينها ولايت فقيه را از آنجايي بنا كرده اند كه مردم را سفيه و صغير مي پندارند). آهاي آگاه باشيد كه آنها خود سفيه اند و لاكن نمي دانند. و آنگاه كه با مردم مومن روبرو مي شوند مي گويند ما هم ايمان داريم ، ولي وقتي كه با «شياطين شان» خلوت مي كنند (مثل خلوت كردن آنها در شوراي نگهبان يا مجلس خبرگان يا شوراي مصلحت) مي گويند ما با شماييم و ما آنها (مردم خداشناس) را مسخره مي كرديم. خدا آنها را مسخره خواهد كرد و آنها را در سركشي شان تداوم دهد بطوريكه مات و مبهوت گردند (مثل همين موقعيتي كه ملاهاي حاكم بر ايران امروزه به آن دچار شده اند و گيج و مبهوت شده اند). آنها همان كساني اند كه گمراهي را به هدايت خريدند و از اينروست كه تجارتشان سود نمي دهد چراكه آنها هدايت يافته نبودند». (كيست كه از طريق دين تجارت و حكومت مي كند و روزي مي خورد؟ جز ملا و صوفي رياكار و «اسلام شناس» بيكار؟) در قرآن كريم در بيش از ١٢ آيه آمده كه «پس كيست ظالمتر از آنكه دروغي را به خدا نسبت دهد؟».
 
و چه دروغي بالاتر از اين كه (آيت‌الله) خميني گفت «شيطان بزرگ آمريكا است» . او اين دروغ را گفت تا ذهن مردم را از تعليم قرآني شيطان منحرف سازد تا بتواند مشتي مردم ستمگر جاهل را بر اريكه قدرت بنشاند. جالب اينجاست همين «اسلام شناسان بيكار» كه در آن زمان بواسطه وجود او به شغلي و مقامي رسيده بودند هرگز به او ايراد نگرفتند كه: آقا شما اين حرف را از كدام آستينتان درآورديد! آقايان ، چرا توجه نداريد كه دست خدا در همه اين امور دركار است چرا نمي بينيد كه با حمله آمريكا به عراق همه ديكتاتورهاي ريز و درشت تار و مار شده اند و ديگر سران فاسد كشورهاي باصطلاح «اسلامي» همه گيج و مبهوت مانده اند. چرا نمي بينيد كه همه تان مسخره خدا شده ايد؟ اصطلاحاتي چون «الله يستهزي بهم = خدا به خودشان مسخره شان كند» و «مكروا مكرالله والله خير الماكرين» فقط در اينجا است كه معني پيدا مي كند.
بقول حافظ خدا بيامرز:
صوفي (يا ملا) نهاد دام و سر حقه باز كرد
بنياد مكر با فلك حقه باز كرد
بازي چرخ بشكندش بيضه در كلاه
زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
براي مثال توجه كنيد و ببينيد كه: «حضرت آيت الله العظمي» سيستاني «مرجع عاليقدر شيعه» چه فرموده است: «خداوند اين مصيبت را از امت اسلام بر طرف سازد». حضرت آيت الله العظمي خودشان را فريب مي دهند يا مردم را؟ كدام «مصيبت»؟ كدام «امت اسلام»؟ ايشان مگر نمي دانند كه مصيبتها به سبب اقدامات و افكار خود ما مردم بوجود مي آيند مگر ايشان نمي دانند كه خدا ظالم نيست ؟ پس آيه ٦٢ بقره «آنگاه كه به سبب آنچه كه خود با دستهاي خود به آن دست زده اند و اقدام كرده اند، به مصيبتي برخورد مي كنند و .....» به چه معنا است؟ شما «حضرت آيت الله العظمي» يي كه به دروغ به خود چنين لقبي داده‌ايد، چرا به مردم نمي گوييد كه ديكتاتورها در اثر پيروي هاي جاهلانه و مقلدانه مردم بوجود مي آيند. چرا شما به مردم نمي گوييد كه با هيچ قانون الهي جايز نيست كه شما خودتان را بزرگترين نشان خدا در روي زمين و مرجع عاليقدر شيعه بدانيد؟ كدام مصيبت؟ اينكه امروز آن ديكتاتور خونريز و شرور سقوط كرده و اينك مردم مي توانند قدري نفسي بكشند، مصيبت است؟
و هم شما «حضرت آيت‌الله العظمي منتظري» يعني بزرگترين نشان خدا در روي زمين كه حمله آمريكا به عراق را يك مصيبت خوانده ايد و گفته ايد: «خداوند ملت مظلوم عراق را صبر و پيروزي و به جائران و متجاوزان خواري و شكست و به سران و مسئولين كشورهاي اسلامي عدالت و انصاف عنايت فرمايد»! بايد از جنابعالي پرسيد، ملت عراق كي مظلوم شد؟ ملت عراق همان ملتي است كه شما تا ديروز آنها را صداميان كافر مي ناميديد! آنها جز صبر چه مي توانند بكنند؟ ملتي كه بخاطر داشتن رهبراني چون شماها، هميشه مقلد بوده و هيچگاه آزادانديش نبوده ، چگونه مي تواند به پيروزي برسد؟ كدام پيروزي؟ تعبير شما از «پيروزي» چيست؟ اگر منظورتان همان پيروزي اي است كه در اوايل انقلاب از آن دم مي زديد و كماكان دولتمردان «جمهوري اسلامي» از آن دم مي زنند، كه از هم اكنون بايد براي اين ملت نفرين شده اوليا خدا (نگاه كنيد به نهج البلاغه) گريست. اما اگر آنها از اين ببعد قادر شوند دوستان و دشمنان خود را براستي بشناسند، شايد در آينده نه چندان زود به پيروزي نسبي برسند، اگر لياقتش را داشته باشند! اما كدام «سران»؟ كدام «كشورهاي اسلامي؟» عقلتان كجاست؟ «انصاف اسلامي»تان كجا رفته؟؟ اينهايي كه شما آنها را سران «كشورهاي اسلامي» مي ناميد و براي‌شان دعا كرده ايد، همه‌شان جاني‌اند. اينها همه دستشان بخون مردم آلوده است. اينها همه فريبكارند. اينها هركدام بنوعي يك صدام‌اند. اينها همه ثروت هاي خدادادي را در كارهاي نابجا صرف مي كنند. اينها بايد در دادگاهي عادلانه محاكمه شوند و به مجازات برسند. شما كجاي كاريد؟ بنظر من ما بايد خوشحال باشيم كه تا آنگاه هستند فريبكاراني كه بنام خدا و پيامبر مردم را فريب مي دهند، «روم» و «آمريكا» يي هست تا نشاني باشد از عذاب و خشم خداوند براي آنهايي كه از اين فريبكاران پيروي مي كنند. پس معناي «ولا تقفوا ما ليس لك به علم ........» چيست؟ (آيه ٣٦ سوره اسرا). چراكه مردم از اينكه ندانسته و مقلدانه پيروي ظالم را بكنند، مسئولند و خدا آنها را قطعا مجازات خواهد كرد. كي بوده كه اين عذاب و مصيبت نبوده ؟ چه براي ملتهاي كجروي كه بيم دهنده و پند دهنده اي دارند، هميشه اين عذاب بوده تا آنها راست شوند. قرآن كريم (٢٠٩ سوره شعراٴ) مي فرمايد: «و ما اهلكنا من قريه الاّ لها منذرون ، ذكري و ما كنّا ظالمون = ما مردمان هيچ شهري را نابود نكرديم جزآنكه برايشان هشدار دهنده اي بود كه پندشان گويد و ما ستمگر نيستيم» . اين عذاب هميشه بصورت امپراتوري هاي بابلي و رومي و مغولي بر يهوديان و مسيحيان و مسلمانان وارد شده تا آنها را از مسير جهالت بدر آورد. اينك نوبت آمريكا است كه بي آنكه بداند وسيله كار خدا شده تا از آن طريق دفع افسد بكند. مگر ما مسلمانان بواسطه قران مجيد باور نداريم كه «خدا ابا ندارد از اينكه به هر وسيله (كه خودش خواست) كارها را به جريان بيندازد»؟
بنابراين اين چه ناداني است كه شما ملاها مي كنيد؟ آيا با اين شرارت ها و بدگويي هايي كه شما به آمريكا نسبت مي دهيد مي خواهيد تمامي منطقه خاورميانه را به آشوب بكشيد و بالاخره تندروهاي محافظه كار آمريكايي را مجاب كنيد كه مثل همان بمبي را كه بر سر ژاپني ها انداختند بر سر ما بيندازند و موضوع را خاتمه دهند؟ اين چه ولايتي است كه شما بر مردم داريد؟ اين ولايت است يا خصومت و يا حماقت؟
درخاتمه ، من فكر مي كنم كه همه مردم ايران بايد از آن جوانان و دانشجويان و آزادي خواهاني كه با شجاعت تمام و باورنكردني به دل دشمن مي زنند و شعار مخالفت سر مي دهند، سپاسگزار باشند. چراكه اگر تا بحال آمريكا تصميمي ندارد كه به ايران حمله بكند تنها بخاطر وجود آنها است. اگر مردم ما (مثل مردم عراق كه در برابر صدام جرات عرض اندام نداشتند) سكوت كنند و جوانان و دانشجويان ما را ياري نرسانند، مطمئنا قدرت طلبان مذهبي در ايران پا را از اين حد فراتر گذاشته و با ندانم كاري‌هاي‌شان پاي سربازان آمريكايي را به سرزمين ما مي كشانند. اينجاست كه اگر مردم ايران بپا نخيزند و اين رژيم غيرمشروع را هرچه زودتر به نحوي كه آزادي همه گروه ها و انسانهاي ايراني را در آن يكسان تامين كند، دگرگون نكنند، آنگاه بر آنها همان خواهد رفت كه بر مردم عراق رفت. بدرستي كه آمريكا هرگز بخود اجازه نخواهد داد كه به مردمي كه با بدست گرفتن سرنوشت خويش در دست خودشان ، براي خود اعتبار جهاني كسب كرده‌اند حمله كند. اگر از حمله آمريكا به عراق يك درس براي يادگيري ايراني ها باشد، همين است.
اين است اراده خدا براي مردمي كه مدعي مسلماني اند و هر روز بزبان ده بار مي گويند «الحمدلله = ستايش خاص خدا است» اما ترسي ندارند از اينكه انسان ذليل و «بدعت گذاري» را به مقام «خليفت الهي» برسانند و او را هر روز و هر شب تعظيم و تكريم كنند. سرور آزادگان جهان ، امام حسين نيز براي بيان همين امر قيام كرد و شهيد شد. امام حسين هم مثل ديگر ائمه راستين ما قطعا مي دانسته كه «ولايت» بعد از پيامبر گرامي تا روزي كه همه اديان يكي شوند و ملكوت خدا روي زمين برپا شود، مخفي و غايب است. او هرگز براي حكومت و «ولايت» (به مفهومي كه آخوندها تعبير مي كنند)، قيام نكرد. بلكه قيام او براي جدا كردن دين از سالوس و رياكاري كساني بود كه خود را خليفه خدا و پيامبر مي دانستند. مطمئنا انگيزه چيزي را كه امام حسين براي آن بپا خواست جز اين كاري كه امروزه دانشجويان آزادي خواه ما و دشمنان رياء و سالوس مي كنند، نيست.
«فاعتبروا يا اولي الابصار= پند بگيريد اي اهل بينش»
زنده باد آزادي ، پاينده باد فرهنگ پرافتخار ايران سرزمين حافظ‌ها ، سعدي‌ها ، مولوي‌ها و فردوسي‌ها و..... كه اگر آنها نبودند ما امروز هيچ بوديم و نمي توانستيم حق را از باطل تشخيص دهيم.
 
حسين ميرمبيني