نامه ای سرگشاده برای
آقای منتظری
موضوع آیه نهم سوره
روم و آب گیری سد سیوند!
نوشته : حسین میرمبینی
آقای منتظری عزیز
با سلام و تحیت
پیشتر از اینکه مصدّع اوقات شما می شوم، پوزش می خواهم.
قبل از آنکه به اصل درخواستم از شما بپردازم مقدمتا توجه جنابعالی را به شرح نکات
زیر معطوف می دارم.
همانگونه که جنابعالی هم می دانید:
موضوع آیات نخستین سوره روم مربوط است به جنگ ایران و روم که در سالهای پیش از هجرت
پیامبر به مدینه (در آن ایام که پیامبر در مکه و مسلمانان- در شعب ابی طالب- از
جانب اشراف مکه در موقعیت حصر و شکنجه های جسمانی و روانی قرار داشتند)، در صفحات
شمالی عربستان (بقول قرآن:"ادنی الارض") اتفاق افتاده است. آن گونه که قرآن بیان می
کند(بی آنکه نامی از ایرانیان ببرد) رومیان پس از اینکه از ایرانیان شکست می خورند
بزودی پیروز می شوند که آن موجب خوشحالی "مومنان یعنی تازه مسلمانان می شود. موضوع
خوشحالی مسلمانان از پیروزی رومیان و پیش بینی پیامبر از شکست ایرانیان، باعث شده
که کسانی به این نظریه دامن بزنند که پیامبر اسلام به حسب منافع طبقاتی خود (یعنی
پیشه کاروان داری) در ضدیت با منافع طبقاتی اشراف مکه (که در منصب پرده داری کعبه
همیشه با حکومت های ایرانی روابط حسنه داشته اند)، دوست رومیان بوده و او از
ایرانیان نفرت داشته است. آنها می گویند پیامبر با آوردن اسلام و آنچه در سوره روم
از پیروزی رومیان و خوشحالی مومنین بیان داشته در واقع دشمنی خویش را از ایرانیان
آشکار ساخته و به اینگونه در بنیان اسلام حسی را نهادینه کرده که "مسلمان" همیشه از
"ایران" و "ایرانیت" تنفر داشته باشد.
طرح این مسئله شاید بخودی خود مهم نباشد، چرا که هر زمان کسانی بوده اند و هستند که
از روی تاویل فاسد بخواهند چنین نتیجه گیری کنند، اما در زمانی که ما شاهدیم که
دولت "جمهوری اسلامی" به یاری افراد مزدور و بی سواد و رانت خواری که در اختیار
دارد – بنام خدا و اسلام- با زور اسلحه و چماق هر روز برای ایرانیان بخصوص
دانشجویان و زنان و آزادی خواهان و عدالت طلبان مشکلات عدیده فراهم می آورد و کار
تعالی و پیشرفت فکری و اجتماعی ما را به بن بست می کشاند، آنگاه بسیاری از هموطنان
نا اگاه ما بر آن می شوند تا با مد نظر قرار دادن اینگونه نظریه ها به این موضوع
روی بیاورند که اصلا اسلام در ذات خودش با ایران و ایرانی ضدیت و دشمنی دارد. به
هرحال از آنجایی که طی این 28 سال حکومت ظالمانه "جمهوری اسلامی" مسئولان این حکومت
در شکل های گوناگون مثل اخراج اساتید دانشگاه و بیرون راندن نخبگان و بکار گرفتن
سفلگان و کم مایگان خرابی های عظیمی بوجود آورده اند می توان درک کرد که اگر رهبران
مذهبی بخواهند چون گذشته سرشان را توی برف بکنند که نخواهند با حقایق روبرو شوند،
آنگاه بزودی ما شاهد نضج گرفتن اندیشه ای بس خطرناک و نهضت فاشیستی ضد دینی خواهیم
بود که اگر خدای نخواسته آن اندیشه از فکر و خیال بعضی از کسان به منصه واقعیت
برسد، آنگاه نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاک نشان.
من هر چند در طی 5 مقاله تحقیقی نسبتا بلند با ذکر برخی از آیات قرآنی و روایت
تاریخی در رد مطالب کسانی که معتقدند اسلام با ایران و ایرانی دشمنی دارد، شواهدی
را ارائه داده ام که نشان می دهد فکر آنها از اساس غلط است، اما به دلیل ظلم مفرط
"جمهوری اسلامی" امروزه سخن مسلمانانی حتا چون من که با نظام "جمهوری اسلامی"
مخالفت دارم دیگر مورد توجه مردم واقع نمی شود و مردم صریح و علنی به اسلام و "رسول
الله" توهین می کنند. کار توهین به اسلام و "رسول الله" حتا به سایتها و تلویزیونها
کشیده شده و زمانی که ما درصدد پاسخگویی به برخی از مطالب شبهه انگیزی که از این
رسانه (بظاهر موجه) منتشر می شود، بر می آییم آنها از انتشار مطالب ما نیز خودداری
می کنند. اینها همه نشان می دهد که اوضاع به سود اسلام نیست و امروز زمانی است که
مسلمانان می باید از بابت آنچه "جمهوری اسلامی" می کند شرمنده و ناراحت باشند،
اگرچه با "جمهوری اسلامی" مخالفت هم داشته باشند.
در هرحال من طی آن مقالات اشاره کرده ام که پیامبر خدا هرگز از ایرانیان نفرت
نداشته و قرآن کریم در آیه نهم همان سوره روم به روشنی بیان می کند که خدا ظالم
نیست و لذا اگر ایرانیان در جنگ با رومیان شکست خوردند (و همینطور بعدها از اعراب)
به دلیل عملکردهای ظالمانه دولتشان و روحانیون شان و جامعه کاستی و تبعیض آلود
خودشان بوده است.*
اما در آیه نهم سوره روم که بطور قطع و یقین درباره موضوع شکست ایرانیان از رومیان
و شکست های قبلی ایرانیان از یونانیان اشاره دارد به موضوع جالبی برخورد می کنیم و
آن این است که خداوند در این آیه به جهت درک درست این مطلب، از ما مردم ایراد می
گیرد که چرا مسافرت نمی کنید تا ضمن دیدار از آثار باستانی و خرابه های باقی مانده
از اثار ساسانیان و هخامنشیان پی ببرید که شکست ایرانیان نه بواسطه اراده الهی و
نفرت او از ایرانیان (که خدا ظالم نیست) بلکه ناشی از حکومتهای (دیکتاتوری) و نظام
ولایت طلب کاستی ایشان بوده که باعث می شده بجای انسانهای فرهیخته و کاردان همیشه
سفلگان در راس مملکت قرار گیرند. خداوند در جهت سربلندی و نجات ایرانیان با فرستادن
پیامبرانی (که حتما به زرتشت و مانی اشاره دارد) برای آنها بینه های لازم را فراهم
آورده که بواسطه آنها مردم بتوانند فرزندانی تربیت کنند که به رشد و کمال انسانی
خود برسند. اینکار اگر به درستی صورت گیرد (بدون دخالت سیاسیون و روحانیون قدرت
طلب) آنگاه جامعه و کشور با داشتن فرزندان کمال یافته همواره سربلند باقی می ماند و
هرگز به روز خواری و شکست در نخواهد افتاد. اما مشخص است که دولتهای هخامنشی و
ساسانی با پشت گوش انداختن آن بینه ها (که مسلما به تعلیمات زرتشت اشاره دارد) خود
وضعی را بوجود آوردند که جامعه به چنبره فساد و ظلم گرفتار آمد که در نتیجه، مردم
نیز از دولت و حکومت شان روی برگّردانده شدند و به حفظ و نگه داشت از مرزهای
کشورشان رغبتی نشان ندادند. این بدان معنی است که در زمان هایی که ایرانیان از
یونانیان و یا از رومیان و یا از اعراب و از مغولها و حتا از افغانها شکست خورده
اند به دلیل ظلمی بوده که روحانیون و درباریان توامان می کرده اند که آن موجب می
شده که سفلگان و ریاکاران به قدرت برسند.
قرآن کریم در آیه نهم سوره روم به روشنی به دلیل شکست ایرانیان اشاره می کند. این
آیه ثابت می کند که محمد و خدای محمد ظالم نیستند و از ایرانیان نفرت نداشته و
ندارند. بلکه ایرانیان بر حسب ظلمی که خودشان به خودشان می کنند (بر اثر دیکتاتوری
و بوجود آوردن جامعه ولایت طلب کاستی) همواره جام زهر خواری و شکست را سر کشیده
اند.